denies

[ایالات متحده]/dɪˈnaɪz/
[بریتانیا]/dɪˈnaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. امتناع از شناختن؛ امتناع از داشتن؛ انکار دانش

عبارات و ترکیب‌ها

he denies it

او انکار می‌کند.

she denies responsibility

او مسئولیت را انکار می‌کند.

they deny allegations

آنها اتهامات را انکار می‌کنند.

he denies access

او دسترسی را انکار می‌کند.

she denies claims

او ادعاها را انکار می‌کند.

he denies knowledge

او آگاهی را انکار می‌کند.

she denies involvement

او دخالت را انکار می‌کند.

they deny rumors

آنها شایعات را انکار می‌کنند.

he denies accusations

او اتهامات را انکار می‌کند.

she denies existence

او وجود را انکار می‌کند.

جملات نمونه

she denies any involvement in the incident.

او هرگونه دخالت در حادثه را انکار می‌کند.

the company denies the allegations of misconduct.

شرکت ادعاهای سوء رفتار را انکار می‌کند.

he denies having seen the document.

او انکار می‌کند که اسناد را دیده است.

the politician denies the rumors about his resignation.

سیاستمدار شایعات مربوط به استعفای خود را انکار می‌کند.

she denies feeling any pressure from her peers.

او انکار می‌کند که تحت فشار همسالان خود قرار گرفته است.

they deny any responsibility for the accident.

آنها هرگونه مسئولیت در قبال حادثه را انکار می‌کنند.

the suspect denies all charges against him.

متهم تمام اتهامات علیه او را انکار می‌کند.

he denies that he was at the scene of the crime.

او انکار می‌کند که در صحنه جرم حضور داشته است.

she denies having made any mistakes in her report.

او انکار می‌کند که در گزارش خود اشتباهی مرتکب شده است.

the scientist denies the validity of the previous findings.

دانشمند اعتبار یافته‌های قبلی را انکار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید