reconsidering

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈsɪdərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈsɪdərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری reconsider

عبارات و ترکیب‌ها

reconsidering options

بازنگری گزینه‌ها

reconsidering decisions

بازنگری تصمیمات

reconsidering plans

بازنگری برنامه‌ها

reconsidering strategies

بازنگری استراتژی‌ها

reconsidering proposals

بازنگری پیشنهادها

reconsidering priorities

بازنگری اولویت‌ها

reconsidering actions

بازنگری اقدامات

reconsidering perspectives

بازنگری دیدگاه‌ها

reconsidering feedback

بازنگری بازخورد

reconsidering commitments

بازنگری تعهدات

جملات نمونه

we are reconsidering our plans for the weekend.

ما در حال بازنگری مجدد برنامه‌های آخر هفته خود هستیم.

the committee is reconsidering the proposal after the feedback.

کمیته پس از دریافت بازخورد در حال بازنگری مجدد پیشنهاد است.

she is reconsidering her decision to move to another city.

او در حال بازنگری مجدد تصمیم خود برای نقل مکان به شهر دیگر است.

he is reconsidering his career options after the job loss.

او پس از از دست دادن شغل، در حال بازنگری مجدد گزینه‌های شغلی خود است.

the government is reconsidering the new tax policy.

دولت در حال بازنگری مجدد سیاست مالیاتی جدید است.

after much thought, they are reconsidering their investment strategy.

پس از تفکر فراوان، آنها در حال بازنگری مجدد استراتژی سرمایه‌گذاری خود هستند.

we might be reconsidering the venue for the conference.

شاید ما در حال بازنگری مجدد مکان برگزاری کنفرانس باشیم.

she is reconsidering her options for further education.

او در حال بازنگری مجدد گزینه‌های خود برای ادامه تحصیل است.

the team is reconsidering their approach to the project.

تیم در حال بازنگری مجدد رویکرد خود به پروژه است.

they are reconsidering their relationship after the argument.

آنها پس از بحث و جدل در حال بازنگری مجدد رابطه خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید