recontextualizing

[ایالات متحده]/[riːkənˈtekstʃʊəlaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[riːkənˈtekstʃʊəlaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جایگذاری یا در نظر گرفتن در یک زمینه جدید؛ بازتفسیر کردن چیزی در نور یک زمینه جدید؛ ارائه یک زمینه جدید برای چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

recontextualizing history

تاریخ را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing data

داده ها را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing meaning

معنی را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing narratives

داستان ها را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing the text

متن را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing information

اطلاعات را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing experiences

تجربیات را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing perspectives

نگاه ها را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing cultural

فرهنگ را در چارچوب جدید قرار دادن

recontextualizing the argument

موضع را در چارچوب جدید قرار دادن

جملات نمونه

we need to be recontextualizing historical events to understand their modern implications.

لازم است تاریخ را در یک زمینه جدید قرار دهیم تا پیامدهای مدرن آن را درک کنیم.

the museum is recontextualizing the artifact within a broader cultural narrative.

موزه آثار را در یک روایت فرهنگی گسترده‌تر قرار می‌دهد.

recontextualizing the data revealed a previously unseen trend in consumer behavior.

تغییر زمینه دادن به داده‌ها یک روند جدید در رفتار مصرف کنندگان را آشکار کرد.

the artist is recontextualizing classic themes through a contemporary lens.

هنرمند زمینه‌های کلاسیک را از طریق یک دیدگاه معاصر بازنگاری می‌کند.

it's important to recontextualize his comments within the context of the ongoing debate.

اهمیت دارد که دیدگاه‌های او را در چارچوب بحث در دست چراغ قرار دهیم.

the research project focused on recontextualizing indigenous knowledge systems.

پروژه تحقیقاتی روی بازنگری سیستم‌های دانش بومی متمرکز بود.

recontextualizing the poem allowed for a deeper appreciation of its symbolism.

بازنگری در شعر به درک عمیق‌تر از نمادهای آن امکان‌پذیر شد.

the company is recontextualizing its brand image to appeal to a younger audience.

شرکت تصویر برند خود را بازنگاری می‌کند تا به جوان‌ترین مخاطب جذب شود.

recontextualizing the evidence challenged the initial assumptions of the investigation.

بازنگری در شواهد فرضیات اولیه تحقیق را به چالش کشید.

we are recontextualizing the project goals to align with the new strategic priorities.

ما اهداف پروژه را بازنگاری می‌کنیم تا با اولویت‌های استراتژیک جدید هم‌خوانی داشته باشند.

recontextualizing the information helped us understand the situation more clearly.

بازنگری اطلاعات به ما کمک کرد تا وضعیت را واضح‌تر درک کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید