rectilineally

[ایالات متحده]/ˌrektɪˈlɪniəli/
[بریتانیا]/ˌrɛktɪˈlɪniˌɛli/

ترجمه

adv. به صورت خط مستقیم؛ به خطوط مستقیم یا زاویه قائمه.

جملات نمونه

the architect designed the building rectilineally, creating sharp angles and clean lines throughout the structure.

معمار ساختمان را به صورت مستطیلی طراحی کرد و در تمام ساختار زوایای تیز و خطوط تمیزی ایجاد کرد.

the chess pieces moved rectilineally across the board, following the strict rules of rook movement.

نیروهای شطرنج به صورت مستقیم روی تخته حرکت کردند و قوانین سختگیرانه حرکت رخ را دنبال کردند.

the artist approached the canvas rectilineally, using only horizontal and vertical brushstrokes.

هنرمند به صورت مستطیلی به کanvas نزدیک شد و فقط از خطوط افقی و عمودی نیز استفاده کرد.

the garden was designed rectilineally with perfectly straight paths and geometric flower beds.

باغ به صورت مستطیلی طراحی شد و مسیرهای کاملاً مستقیم و بستر گل‌های هندسی داشت.

the dancer moved rectilineally across the stage, executing precise linear movements.

نوازنده به صورت مستقیم روی پرده حرکت کرد و حرکات خطی دقیق اجرا کرد.

the urban planner organized the city blocks rectilineally, creating a grid-like street pattern.

برنامه‌ریز شهری بلوک‌های شهر را به صورت مستطیلی سازماندهی کرد و الگوی خیابان‌های شبکه‌ای ایجاد کرد.

the printer arranged the text rectilineally, ensuring all lines were perfectly aligned.

چاپگر متن را به صورت مستطیلی تنظیم کرد و اطمینان حاصل کرد که تمام خطوط به درستی هم‌تراز شده‌اند.

the mason laid the bricks rectilineally, creating a pattern of perpendicular lines.

تعمیرکار گچ‌بندی موزاییک‌ها را به صورت مستطیلی قرار داد و الگوی خطوط عمودی ایجاد کرد.

the surveyor mapped the land rectilineally, dividing it into equal square sections.

نقشه‌بردار زمین را به صورت مستطیلی نقشه‌برداری کرد و آن را به بخش‌های مربعی مساوی تقسیم کرد.

the computer graphics software rendered the image rectilineally, using vector-based straight lines.

نرم‌افزار گرافیک کامپیوتری تصویر را به صورت مستطیلی نمایش داد و از خطوط مستقیم مبتنی بر بردار استفاده کرد.

the calligraphy was executed rectilineally, with each stroke following a precise horizontal or vertical direction.

نگارش به صورت مستطیلی انجام شد و هر ضربه با جهت افقی یا عمودی دقیقی دنبال می‌شد.

the construction workers assembled the framework rectilineally, ensuring all beams were perfectly perpendicular.

کارگران ساخت چارچوب را به صورت مستطیلی جمع‌آوری کردند و اطمینان حاصل کردند که تمام تیرهای به درستی عمودی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید