recycler

[ایالات متحده]/ri:'saiklə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه کامپیوتری که برای مکرراً استفاده مجدد از داده‌ها یا برنامه‌ها به کار می‌رود.
Word Forms
جمعrecyclers

جملات نمونه

She is an avid recycler, always separating her trash for recycling.

او یک بازیافت‌کننده‌ی مشتاق است و همیشه زباله‌های خود را برای بازیافت جدا می‌کند.

The recycler collected all the plastic bottles to take to the recycling center.

بازیافت‌کننده تمام بطری‌های پلاستیکی را برای بردن به مرکز بازیافت جمع‌آوری کرد.

As a responsible citizen, he makes sure to be a diligent recycler.

او به عنوان یک شهروند مسئول، مطمئن است که یک بازیافت‌کننده کوشا باشد.

The recycler sorted through the paper waste to find recyclable materials.

بازیافت‌کننده زباله‌های کاغذی را برای یافتن مواد قابل بازیافت بررسی کرد.

The recycler is passionate about reducing waste and promoting sustainability.

بازیافت‌کننده مشتاق کاهش ضایعات و ترویج پایداری است.

Recyclers play a crucial role in preserving the environment for future generations.

بازیافت‌کنندگان نقش مهمی در حفظ محیط زیست برای نسل‌های آینده ایفا می‌کنند.

She decided to become a recycler after learning about the impact of recycling on the environment.

او پس از یادگیری در مورد تأثیر بازیافت بر محیط زیست تصمیم گرفت بازیافت‌کننده شود.

The recycler educates others about the importance of recycling to inspire more people to participate.

بازیافت‌کننده دیگران را در مورد اهمیت بازیافت آموزش می‌دهد تا افراد بیشتری را به شرکت تشویق کند.

By being a conscious recycler, she contributes to the global effort to reduce waste and protect the planet.

با بازیافت آگاهانه، او به تلاش جهانی برای کاهش ضایعات و محافظت از سیاره کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید