wasteful

[ایالات متحده]/ˈweɪstfl/
[بریتانیا]/ˈweɪstfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه‌ای که با اسراف یا کمبود صرفه‌جویی همراه است؛ ولخرج.

جملات نمونه

wasteful use of resources

مصرف بی‌رویه منابع

cut down on wasteful spending

کاهش هزینه‌های غیرضروری

wasteful use of water

مصرف بی‌رویه آب

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید