| زمان گذشته | redressed |
| قسمت سوم فعل | redressed |
| شکل سوم شخص مفرد | redresses |
| صفت یا فعل حال استمراری | redressing |
| جمع | redresses |
seek redress
جستجوی جبران
redress grievances
جبران نارضایتیها
legal redress
جبران قانونی
obtain redress
کسب جبران
failure to redress genuine grievances.
عدم توانایی در رفع نارضایتی های واقعی
redress leather before dyeing
قبل از رنگ آمیزی، چرم را ترمیم کنید.
You must seek redress in the law courts.
شما باید برای رفع مشکل به دادگاه مراجعه کنید.
the power to redress the grievances of our citizens.
توانایی رفع مشکلات و نارضایتیهای شهروندان ما.
those seeking redress for an infringement of public law rights.
کسانی که به دنبال جبران خسارت ناشی از نقض حقوق قانونی عمومی هستند.
We made a manful effort to redress the grievance.
ما تلاش مردانه ای برای رفع شکایت انجام دادیم.
policies aimed at redressing racial inequity.
سیاستهایی با هدف رفع نابرابری نژادی.
some ambitious Architect being called to redress a leaning Wall.
برخی از معماران جاه طلب برای اصلاح یک دیوار مایل فراخوانده شدند.
Any man deserves redress if he has been injured unfairly.
هر مردی اگر به ناحق آسیب دیده باشد، استحقاق جبران دارد.
Nowadays, it appears that too many films are being produced, and a tax on films will help to redress the balance.
امروزه، به نظر می رسد که فیلم های زیادی در حال تولید هستند و مالیات بر فیلم ها به ایجاد تعادل کمک خواهد کرد.
seek redress
جستجوی جبران
redress grievances
جبران نارضایتیها
legal redress
جبران قانونی
obtain redress
کسب جبران
failure to redress genuine grievances.
عدم توانایی در رفع نارضایتی های واقعی
redress leather before dyeing
قبل از رنگ آمیزی، چرم را ترمیم کنید.
You must seek redress in the law courts.
شما باید برای رفع مشکل به دادگاه مراجعه کنید.
the power to redress the grievances of our citizens.
توانایی رفع مشکلات و نارضایتیهای شهروندان ما.
those seeking redress for an infringement of public law rights.
کسانی که به دنبال جبران خسارت ناشی از نقض حقوق قانونی عمومی هستند.
We made a manful effort to redress the grievance.
ما تلاش مردانه ای برای رفع شکایت انجام دادیم.
policies aimed at redressing racial inequity.
سیاستهایی با هدف رفع نابرابری نژادی.
some ambitious Architect being called to redress a leaning Wall.
برخی از معماران جاه طلب برای اصلاح یک دیوار مایل فراخوانده شدند.
Any man deserves redress if he has been injured unfairly.
هر مردی اگر به ناحق آسیب دیده باشد، استحقاق جبران دارد.
Nowadays, it appears that too many films are being produced, and a tax on films will help to redress the balance.
امروزه، به نظر می رسد که فیلم های زیادی در حال تولید هستند و مالیات بر فیلم ها به ایجاد تعادل کمک خواهد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید