redress

[ایالات متحده]/rɪˈdres/
[بریتانیا]/rɪˈdres/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اصلاح کردن; جبران کردن; تسکین دادن
n. جبران; اصلاح; تسکین
Word Forms
زمان گذشتهredressed
قسمت سوم فعلredressed
شکل سوم شخص مفردredresses
صفت یا فعل حال استمراریredressing
جمعredresses

عبارات و ترکیب‌ها

seek redress

جستجوی جبران

redress grievances

جبران نارضایتی‌ها

legal redress

جبران قانونی

obtain redress

کسب جبران

جملات نمونه

failure to redress genuine grievances.

عدم توانایی در رفع نارضایتی های واقعی

redress leather before dyeing

قبل از رنگ آمیزی، چرم را ترمیم کنید.

You must seek redress in the law courts.

شما باید برای رفع مشکل به دادگاه مراجعه کنید.

the power to redress the grievances of our citizens.

توانایی رفع مشکلات و نارضایتی‌های شهروندان ما.

those seeking redress for an infringement of public law rights.

کسانی که به دنبال جبران خسارت ناشی از نقض حقوق قانونی عمومی هستند.

We made a manful effort to redress the grievance.

ما تلاش مردانه ای برای رفع شکایت انجام دادیم.

policies aimed at redressing racial inequity.

سیاست‌هایی با هدف رفع نابرابری نژادی.

some ambitious Architect being called to redress a leaning Wall.

برخی از معماران جاه طلب برای اصلاح یک دیوار مایل فراخوانده شدند.

Any man deserves redress if he has been injured unfairly.

هر مردی اگر به ناحق آسیب دیده باشد، استحقاق جبران دارد.

Nowadays, it appears that too many films are being produced, and a tax on films will help to redress the balance.

امروزه، به نظر می رسد که فیلم های زیادی در حال تولید هستند و مالیات بر فیلم ها به ایجاد تعادل کمک خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید