remedy

[ایالات متحده]/ˈremədi/
[بریتانیا]/ˈremədi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارو یا درمان برای بهبود یا تسکین یک بیماری یا مشکل سلامتی؛ یک اقدام اصلاحی یا مقابله‌ای.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردremedies
جمعremedies
صفت یا فعل حال استمراریremedying
زمان گذشتهremedied
قسمت سوم فعلremedied

عبارات و ترکیب‌ها

effective remedy

درمان مؤثر

natural remedy

درمان طبیعی

holistic remedy

درمان جامع

homeopathic remedy

راه حل گیاهی

remedy for

درمان برای

sovereign remedy

درمان فراگیر

legal remedy

راه حل قانونی

folk remedy

درمان سنتی

جملات نمونه

an evil and the remedy thereof

یک شرارت و راه حل آن

a good remedy for a cold

یک درمان خوب برای سرماخوردگی

a specific remedy for warts.

یک درمان خاص برای زگیل ها.

remedy a structural defect.

برای رفع نقص ساختاری

a sovereign remedy for all ills.

یک درمان عالی برای همه بیماری ها.

There is as yet no known remedy for cancer.

هنوز هیچ درمان شناخته شده ای برای سرطان وجود ندارد.

shopping became a remedy for personal problems.

خرید به عنوان درمانی برای مشکلات شخصی عمل کرد.

compensation is available as a remedy against governmental institutions.

جبران خسارت به عنوان یک راه حل در برابر نهادهای دولتی در دسترس است.

Your only remedy is to go to law.

تنها راه حل شما این است که به دادگاه مراجعه کنید.

Warmth is the best remedy for colds.

گرما بهترین درمان برای سرماخوردگی است.

Your only remedy is to appeal to law.

تنها راه حل شما این است که به قانون شکایت کنید.

the landlord shall remedy the defects with all possible expedition.

مالک باید با تمام سرعت ممکن نقص‌ها را برطرف کند.

picking a remedy can be a bit hit-and-miss.

پیدا کردن یک راه حل می‌تواند کمی آزمون و خطا باشد.

herbal remedies for aches and pains.

درمان های گیاهی برای دردها و ناراحتی ها.

money will be given to remedy the poor funding of nurseries.

پول به منظور جبران کمبود بودجه مهدکودک ها اهدا خواهد شد.

the remedies can be administered in form of tinctures.

درمان ها را می توان به صورت معجون تجویز کرد.

Nothing has been done to remedy the lack.

هیچ کاری برای رفع کمبود انجام نشده است.

نمونه‌های واقعی

Do you really believe you have a remedy?

آیا واقعاً فکر می‌کنید شما یک درمان دارید؟

منبع: The Legend of Merlin

Look at this. There's herbal remedies and alternative diets.

به این نگاه کنید. درمان‌های گیاهی و رژیم‌های غذایی جایگزین وجود دارد.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Relaxing music and more rest are both remedies for stress.

موسیقی آرامش‌بخش و استراحت بیشتر هر دو درمان‌هایی برای استرس هستند.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 10 First Semester

I don't suppose there'll ever be a remedy for that.

تصور نمی‌کنم هرگز درمانی برای آن وجود داشته باشد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

We still rely on others for today’s modern remedies.

ما هنوز هم به دیگران برای درمان‌های مدرن امروزی متکی هستیم.

منبع: VOA Video Highlights

The suggested remedies were just as diverse.

درمان‌های پیشنهادی به همان اندازه متنوع بودند.

منبع: The Economist - Technology

Many remedies, such as retraining workers, take time.

بسیاری از درمان‌ها، مانند آموزش مجدد کارگران، زمان می‌برند.

منبع: The Economist - Comprehensive

You can get most cold remedies over the counter.

شما می‌توانید بیشتر درمان‌های سرماخوردگی را بدون نسخه تهیه کنید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

We're not just talking about simple herbal remedies either.

ما فقط در مورد درمان‌های گیاهی ساده هم صحبت نمی‌کنیم.

منبع: If there is a if.

I'll put on some bug bite remedy for you.

من کمی درمان گزیدگی حشرات برای شما می‌زنم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید