reeled back
کشنده به عقب
reeled in
کشنده به داخل
reeled off
کشنده به سمت بیرون
reeled around
کشنده به دور
reeled out
کشنده بیرون
reeled up
کشنده بالا
reeled together
کشنده با هم
reeled forward
کشنده به جلو
reeled sideways
کشنده به پهلو
reeled back in
کشنده به عقب و داخل
she reeled back in shock when she heard the news.
او با شوک به عقب برگشت وقتی خبر را شنید.
the fisherman reeled in a large catch.
ماهیگیر صید بزرگی را به داخل کشید.
he reeled from the unexpected criticism.
او از انتقادهای غیرمنتظره به عقب کشیده شد.
the audience reeled with laughter at the comedian's jokes.
تماشاگران از خنده در مقابل شوخی های کمدین به عقب خم شدند.
she reeled off a list of names quickly.
او به سرعت لیستی از نام ها را بیان کرد.
after the accident, he reeled in pain.
پس از حادثه، او در حالی که درد داشت، به عقب کشیده شد.
the news reeled the entire community.
این خبر کل جامعه را به هم ریخت.
he reeled in his thoughts before speaking.
او قبل از صحبت کردن، افکار خود را جمع کرد.
the sudden change reeled her emotions.
تغییر ناگهانی، احساسات او را به هم ریخت.
she reeled with joy upon receiving the award.
او با خوشحالی به شادی به دست آوردن جایزه واکنش نشان داد.
reeled back
کشنده به عقب
reeled in
کشنده به داخل
reeled off
کشنده به سمت بیرون
reeled around
کشنده به دور
reeled out
کشنده بیرون
reeled up
کشنده بالا
reeled together
کشنده با هم
reeled forward
کشنده به جلو
reeled sideways
کشنده به پهلو
reeled back in
کشنده به عقب و داخل
she reeled back in shock when she heard the news.
او با شوک به عقب برگشت وقتی خبر را شنید.
the fisherman reeled in a large catch.
ماهیگیر صید بزرگی را به داخل کشید.
he reeled from the unexpected criticism.
او از انتقادهای غیرمنتظره به عقب کشیده شد.
the audience reeled with laughter at the comedian's jokes.
تماشاگران از خنده در مقابل شوخی های کمدین به عقب خم شدند.
she reeled off a list of names quickly.
او به سرعت لیستی از نام ها را بیان کرد.
after the accident, he reeled in pain.
پس از حادثه، او در حالی که درد داشت، به عقب کشیده شد.
the news reeled the entire community.
این خبر کل جامعه را به هم ریخت.
he reeled in his thoughts before speaking.
او قبل از صحبت کردن، افکار خود را جمع کرد.
the sudden change reeled her emotions.
تغییر ناگهانی، احساسات او را به هم ریخت.
she reeled with joy upon receiving the award.
او با خوشحالی به شادی به دست آوردن جایزه واکنش نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید