reemploy

[ایالات متحده]/ˌriːɪmˈplɔɪ/
[بریتانیا]/ˌriːɪmˈplɔɪ/

ترجمه

vt. دوباره استخدام کردن؛ دوباره به کار گرفتن؛ دوباره استفاده کردن؛ بازیافت کردن؛ [حقوق] دوباره استخدام کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

reemployed

مجدداً استخدام شده

was reemployed

مجدداً استخدام شد

has been reemployed

مجدداً استخدام شده است

being reemployed

مجدداً استخدام می‌شود

reemploying

مجدداً استخدام کردن

reemployment

مجدداً استخدام

reemployed workers

کارگران مجدداً استخدام شده

reemployment program

برنامه مجدد استخدام

seeking reemployment

در حال جستجوی مجدد استخدام

after reemployment

پس از مجدد استخدام

جملات نمونه

the company decided to reemploy the laid-off workers after the sales improved.

شرکت تصمیم گرفت پس از بهبود فروش کارکنان کاهش داده شده را دوباره استخدام کند.

after completing the rehabilitation program, the factory chose to reemploy the injured employee.

پس از اتمام برنامه بازتوانی، کارخانه تصمیم گرفت کارمند زخمی را دوباره استخدام کند.

the city council voted to reemploy the teachers who had been terminated due to budget cuts.

شورای شهر تصویب کرد که معلمانی که به دلیل کاهش بودجه فصلی شده بودند را دوباره استخدام کنند.

many companies reemploy retired experts as consultants to share their knowledge.

بسیاری از شرکت‌ها متخصصان بازنشسته را به عنوان مشاور استخدام مجدد می‌کنند تا دانش خود را به اشتراک بگذارند.

the new management refused to reemploy anyone involved in the previous scandal.

مدیریت جدید افرادی که در پیشینه این اتفاق شرکت داشتند را دوباره استخدام نخواهد کرد.

the government announced plans to reemploy military personnel in civilian positions.

دولت اعلام کرد که قصد دارد کارکنان نظامی را در پست‌های غیرنظامی دوباره استخدام کند.

after reviewing the case, the committee agreed to reemploy the wrongfully terminated manager.

پس از بررسی پرونده، کمیته موافقت کرد که مدیری که به اشتباه فصلی شده بود را دوباره استخدام کند.

the firm will reemploy seasonal workers when the busy season begins.

شرکت وقتی فصل مشغولی شروع می‌شود، کارکنان فصلی را دوباره استخدام خواهد کرد.

due to labor shortages, several factories started to reemploy workers they had let go.

به دلیل کمبود نیروی کار، چند کارخانه شروع کردند کارکنانی که رها کرده بودند را دوباره استخدام کنند.

the court ordered the company to reemploy the worker and provide back pay.

دیوان دادگاه دستگاه را دوباره استخدام کردن و پرداخت حقوق گذشته را فرمان داد.

some organizations reemploy former employees on a part-time basis.

برخی سازمان‌ها کارکنان سابق را به صورت پاره وقت دوباره استخدام می‌کنند.

the hospital decided to reemploy the nurse despite her previous mistakes.

بیمارستان تصمیم گرفت مراقب را دوباره استخدام کند، با وجود اشتباهات قبلی او.

the employer agreed to reemploy the apprentice after he completed his training.

فرزند کارگر موافقت کرد که پس از اتمام آموزش، شاگرد را دوباره استخدام کند.

several banks began to reemploy staff members who had left during the merger.

چند بانک شروع کردند کارکنانی که در زمان ادغام رفته بودند را دوباره استخدام کنند.

the department chose to reemploy the temporary worker as a permanent employee.

بخش تصمیم گرفت کارکن موقت را به عنوان کارمند دائمی دوباره استخدام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید