reenactor

[ایالات متحده]/[ˌriːɪnˈæktə]/
[بریتانیا]/[ˌriːɪnˈæktər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص که رویدادهای تاریخی را از نو اجرا می‌کند، معمولاً در یک محیط نمایشی یا صحنه‌ای؛ کسی که در رویدادهای بازسازی تاریخی شرکت می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

reenactor community

جامعه بازسازان

historical reenactor

بازساز تاریخی

be a reenactor

بازساز شوید

reenactor's costume

لباس بازساز

reenactor group

گروه بازسازان

reenactors perform

بازسازان اجرا می‌کنند

جملات نمونه

the reenactor meticulously researched the civil war uniform.

بازساز به دقت یونیفرم جنگ داخلی را تحقیق کرد.

she is a passionate reenactor of medieval battles.

او یک بازساز پرشور از نبردهای قرون وسطی است.

he joined a reenactment group to experience history firsthand.

او به گروهی از بازسازی‌ها پیوست تا تاریخ را از نزدیک تجربه کند.

the reenactor carried a historically accurate musket.

بازساز یک تفنگ کلاسیک با دقت تاریخی حمل می‌کرد.

many reenactors volunteer at living history museums.

بسیاری از بازسازها به صورت داوطلب در موزه‌های تاریخ زنده فعالیت می‌کنند.

the reenactment featured impressive sword fighting demonstrations.

بازسازی شامل نمایش‌های شمشیرزنی خیره‌کننده بود.

as a reenactor, she values historical accuracy above all else.

به عنوان یک بازساز، او دقت تاریخی را بالاتر از همه چیز می‌داند.

the reenactor’s detailed costume impressed the audience.

لباس دقیق بازساز بر مخاطبان تأثیر گذاشت.

he’s a dedicated reenactor specializing in 18th-century life.

او یک بازساز متعهد است که در زمینه زندگی قرن هجدهم تخصص دارد.

the reenactment society welcomed new members enthusiastically.

انجمن بازسازی با اشتیاق اعضای جدید را خوش‌آمد گفت.

the young reenactor learned a lot from experienced mentors.

بازساز جوان از مربیان با تجربه بسیار آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید