reforested

[ایالات متحده]/[ˈriːfɒrɪstɪd]/
[بریتانیا]/[ˈriːfɔːrɪstɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جنگل کردن زمینی که از جنگل‌های خشکیده شده است؛ بازگرداندن جنگل به یک منطقه زمینی.
adj. جنگل‌کرده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

reforested land

اره‌ای که مجدد جنگل‌پهنه شده‌اند

being reforested

در حال جنگل‌پهنه شدن

reforested areas

منطقه‌های جنگل‌پهنه شده

successfully reforested

به‌طور موفقیت‌آمیز جنگل‌پهنه شده

reforested quickly

به‌سرعت جنگل‌پهنه شده

reforested slopes

شیب‌های جنگل‌پهنه شده

reforested watershed

منطقه‌های جمع‌آوری آب جنگل‌پهنه شده

reforesting now

در حال جنگل‌پهنه کردن

reforested hillside

شیب‌های کوه جنگل‌پهنه شده

reforested project

پروژه جنگل‌پهنه شده

جملات نمونه

the barren hillside was successfully reforested with native trees.

تپه‌های خاکی کم‌آب و کم‌زه با درختان بومی به‌طور موفقیت‌آمیزی مجدداً جنگل‌زایی شدند.

the project aimed to reforest a significant portion of the degraded land.

این پروژه به‌منظور جنگل‌زایی بخش قابل‌توجهی از زمین‌های فرسوده انجام شد.

after the fire, the area was carefully reforested to prevent erosion.

پس از آتش‌سوزی، منطقه به‌طور دوست‌داشتنی جنگل‌زایی شد تا از فرسایش جلوگیری شود.

locals volunteered to help reforest the damaged forest ecosystem.

محلی‌ها داوطلب شدند تا به جنگل‌زایی سیستم جنگل‌های آسیب‌دیده کمک کنند.

the government invested heavily in programs to reforest deforested areas.

دولت به طور چشم‌گیری در برنامه‌هایی برای جنگل‌زایی مناطقی که از جنگل‌هایش فاقد بودند، سرمایه‌گذاری کرد.

the reforested land now supports a diverse range of wildlife.

زمین‌هایی که مجدداً جنگل‌زایی شده‌اند، اکنون گونه‌های گسترده‌ای از حیوانات را پشتیبانی می‌کنند.

they used fast-growing species to quickly reforest the area.

آن‌ها از گونه‌های رشد سریع برای سریع‌تر جنگل‌زایی منطقه استفاده کردند.

the once-barren landscape has been beautifully reforested.

منظره‌ای که یک زمانی خاکی بود، به‌طور زیبایی مجدداً جنگل‌زایی شده است.

monitoring the growth of the reforested area is crucial for success.

نظارت بر رشد منطقه‌ای که مجدداً جنگل‌زایی شده است، برای موفقیت حیاتی است.

the community celebrated the successful reforesting of the watershed.

جامعه به جشن موفقیت‌آمیز جنگل‌زایی منطقه آب‌زایی پرداخت.

the reforested area provides a vital carbon sink.

منطقه‌ای که مجدداً جنگل‌زایی شده است، به‌عنوان یک منبع حیاتی جذب کربن عمل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید