regard

[ایالات متحده]/rɪˈɡɑːd/
[بریتانیا]/rɪˈɡɑːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توجه؛ احترام؛ نگاه؛ سلام
vt. در نظر گرفتن؛ توجه کردن به؛ احترام گذاشتن
vi. توجه کردن؛ نگاه کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلregarded
زمان گذشتهregarded
شکل سوم شخص مفردregards
صفت یا فعل حال استمراریregarding
جمعregards

عبارات و ترکیب‌ها

regard as

در نظر گرفتن

best regards

با احترام

in this regard

در این رابطه

as regards

در مورد

regard for

احترام

without regard to

بدون توجه به

in regard of

در رابطه با

pay regard to

توجه کردن به

regard highly

بسیار مورد احترام دانستن

جملات نمونه

regard him as a friend

به او به عنوان یک دوست نگاه کنید

regard the situation serious

وضعیت را جدی تلقی کنید

regarding the future of reform

در مورد آینده اصلاحات

pay regard to public opinion

به نظر عمومی توجه کنید

I regard him as a fool.

من او را به عنوان یک احمق تلقی می‌کنم.

This item regards their liability.

این مورد به مسئولیت آنها اشاره دارد.

Don't regard this very seriously.

این را خیلی جدی تلقی نکنید.

They regard us all as pagans.

آنها ما را همه را به عنوان مشرک تلقی می‌کنند.

I regarded him as the Christ.

من او را به عنوان مسیح تلقی می‌کردم.

she had an almost Germanic regard for order.

او تقریباً یک احترام آلمانی برای نظم داشت.

I do not regard the constitution as set in concrete.

من قانون اساسی را به عنوان یک چیز ثابت نمی‌بینم.

he was regarded as a political lightweight.

او به عنوان یک سیاستمدار سبک وزن تلقی می‌شد.

she was regarded as a bit of an oddity.

او به عنوان یک فرد عجیب و غریب تلقی می‌شد.

Mildred was overnice in regard to their father.

می Mildred در مورد پدرشان بسیار مهربان بود.

Nuala regarded him unflinchingly.

نوالا بدون ترس به او نگاه کرد.

the court must have regard to the principle of welfare.

دادگاه باید به اصل رفاه توجه کند.

she had a particular regard for Eliot.

او علاقه خاصی به الیوت داشت.

they regarded the coalition as a wangle.

آنها ائتلاف را به عنوان یک ترفند در نظر گرفتند.

نمونه‌های واقعی

We're contacting you regarding our mutual problem.

ما در حال تماس با شما در مورد مشکل مشترک خود هستیم.

منبع: Learn English through advertisements.

We were very lucky in that regard.

ما در آن مورد بسیار خوش شانس بودیم.

منبع: Apple latest news

" Oh! very little, Nothing that I regard" .

"- اوه! خیلی کم، هیچ چیز که من به آن اهمیت دهم." .

منبع: Persuasion (Part 2)

In China, it is regarded as following suit.

در چین، به عنوان پیروی از آن در نظر گرفته می شود.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

The chef was highly regarded—three Michelin stars.

سرآشپز بسیار مورد احترام بود - سه ستاره میشلن.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

25. Give my best regards to your family.

25. بهترین احوال خود را برای خانواده شما ارسال کنید.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

Hello, Malia. Please give my regards to Sasha.

سلام مالیا. لطفاً احوال خود را به Саша برسانید.

منبع: Our Day This Season 1

In fitness, fats are often regarded as a negative.

در تناسب اندام، چربی ها اغلب به عنوان یک عامل منفی در نظر گرفته می شوند.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

" Having it all" is best regarded as a myth.

گفتن اینکه «همه چیز را داشته باشیم» بیشتر به عنوان یک افسانه باید در نظر گرفته شود.

منبع: Lean In

There were concerns about transparency regarding Saturday's vote.

نگرانی‌هایی در مورد شفافیت در مورد رای‌گیری شنبه وجود داشت.

منبع: VOA Special September 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید