regard as
در نظر گرفتن
best regards
با احترام
in this regard
در این رابطه
as regards
در مورد
regard for
احترام
without regard to
بدون توجه به
in regard of
در رابطه با
pay regard to
توجه کردن به
regard highly
بسیار مورد احترام دانستن
regard him as a friend
به او به عنوان یک دوست نگاه کنید
regard the situation serious
وضعیت را جدی تلقی کنید
regarding the future of reform
در مورد آینده اصلاحات
pay regard to public opinion
به نظر عمومی توجه کنید
I regard him as a fool.
من او را به عنوان یک احمق تلقی میکنم.
This item regards their liability.
این مورد به مسئولیت آنها اشاره دارد.
Don't regard this very seriously.
این را خیلی جدی تلقی نکنید.
They regard us all as pagans.
آنها ما را همه را به عنوان مشرک تلقی میکنند.
I regarded him as the Christ.
من او را به عنوان مسیح تلقی میکردم.
she had an almost Germanic regard for order.
او تقریباً یک احترام آلمانی برای نظم داشت.
I do not regard the constitution as set in concrete.
من قانون اساسی را به عنوان یک چیز ثابت نمیبینم.
he was regarded as a political lightweight.
او به عنوان یک سیاستمدار سبک وزن تلقی میشد.
she was regarded as a bit of an oddity.
او به عنوان یک فرد عجیب و غریب تلقی میشد.
Mildred was overnice in regard to their father.
می Mildred در مورد پدرشان بسیار مهربان بود.
Nuala regarded him unflinchingly.
نوالا بدون ترس به او نگاه کرد.
the court must have regard to the principle of welfare.
دادگاه باید به اصل رفاه توجه کند.
she had a particular regard for Eliot.
او علاقه خاصی به الیوت داشت.
they regarded the coalition as a wangle.
آنها ائتلاف را به عنوان یک ترفند در نظر گرفتند.
We're contacting you regarding our mutual problem.
ما در حال تماس با شما در مورد مشکل مشترک خود هستیم.
منبع: Learn English through advertisements.We were very lucky in that regard.
ما در آن مورد بسیار خوش شانس بودیم.
منبع: Apple latest news" Oh! very little, Nothing that I regard" .
"- اوه! خیلی کم، هیچ چیز که من به آن اهمیت دهم." .
منبع: Persuasion (Part 2)In China, it is regarded as following suit.
در چین، به عنوان پیروی از آن در نظر گرفته می شود.
منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam MemorizationThe chef was highly regarded—three Michelin stars.
سرآشپز بسیار مورد احترام بود - سه ستاره میشلن.
منبع: What it takes: Celebrity Interviews25. Give my best regards to your family.
25. بهترین احوال خود را برای خانواده شما ارسال کنید.
منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 DaysHello, Malia. Please give my regards to Sasha.
سلام مالیا. لطفاً احوال خود را به Саша برسانید.
منبع: Our Day This Season 1In fitness, fats are often regarded as a negative.
در تناسب اندام، چربی ها اغلب به عنوان یک عامل منفی در نظر گرفته می شوند.
منبع: Fitness Knowledge Popularization" Having it all" is best regarded as a myth.
گفتن اینکه «همه چیز را داشته باشیم» بیشتر به عنوان یک افسانه باید در نظر گرفته شود.
منبع: Lean InThere were concerns about transparency regarding Saturday's vote.
نگرانیهایی در مورد شفافیت در مورد رایگیری شنبه وجود داشت.
منبع: VOA Special September 2023 Collectionregard as
در نظر گرفتن
best regards
با احترام
in this regard
در این رابطه
as regards
در مورد
regard for
احترام
without regard to
بدون توجه به
in regard of
در رابطه با
pay regard to
توجه کردن به
regard highly
بسیار مورد احترام دانستن
regard him as a friend
به او به عنوان یک دوست نگاه کنید
regard the situation serious
وضعیت را جدی تلقی کنید
regarding the future of reform
در مورد آینده اصلاحات
pay regard to public opinion
به نظر عمومی توجه کنید
I regard him as a fool.
من او را به عنوان یک احمق تلقی میکنم.
This item regards their liability.
این مورد به مسئولیت آنها اشاره دارد.
Don't regard this very seriously.
این را خیلی جدی تلقی نکنید.
They regard us all as pagans.
آنها ما را همه را به عنوان مشرک تلقی میکنند.
I regarded him as the Christ.
من او را به عنوان مسیح تلقی میکردم.
she had an almost Germanic regard for order.
او تقریباً یک احترام آلمانی برای نظم داشت.
I do not regard the constitution as set in concrete.
من قانون اساسی را به عنوان یک چیز ثابت نمیبینم.
he was regarded as a political lightweight.
او به عنوان یک سیاستمدار سبک وزن تلقی میشد.
she was regarded as a bit of an oddity.
او به عنوان یک فرد عجیب و غریب تلقی میشد.
Mildred was overnice in regard to their father.
می Mildred در مورد پدرشان بسیار مهربان بود.
Nuala regarded him unflinchingly.
نوالا بدون ترس به او نگاه کرد.
the court must have regard to the principle of welfare.
دادگاه باید به اصل رفاه توجه کند.
she had a particular regard for Eliot.
او علاقه خاصی به الیوت داشت.
they regarded the coalition as a wangle.
آنها ائتلاف را به عنوان یک ترفند در نظر گرفتند.
We're contacting you regarding our mutual problem.
ما در حال تماس با شما در مورد مشکل مشترک خود هستیم.
منبع: Learn English through advertisements.We were very lucky in that regard.
ما در آن مورد بسیار خوش شانس بودیم.
منبع: Apple latest news" Oh! very little, Nothing that I regard" .
"- اوه! خیلی کم، هیچ چیز که من به آن اهمیت دهم." .
منبع: Persuasion (Part 2)In China, it is regarded as following suit.
در چین، به عنوان پیروی از آن در نظر گرفته می شود.
منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam MemorizationThe chef was highly regarded—three Michelin stars.
سرآشپز بسیار مورد احترام بود - سه ستاره میشلن.
منبع: What it takes: Celebrity Interviews25. Give my best regards to your family.
25. بهترین احوال خود را برای خانواده شما ارسال کنید.
منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 DaysHello, Malia. Please give my regards to Sasha.
سلام مالیا. لطفاً احوال خود را به Саша برسانید.
منبع: Our Day This Season 1In fitness, fats are often regarded as a negative.
در تناسب اندام، چربی ها اغلب به عنوان یک عامل منفی در نظر گرفته می شوند.
منبع: Fitness Knowledge Popularization" Having it all" is best regarded as a myth.
گفتن اینکه «همه چیز را داشته باشیم» بیشتر به عنوان یک افسانه باید در نظر گرفته شود.
منبع: Lean InThere were concerns about transparency regarding Saturday's vote.
نگرانیهایی در مورد شفافیت در مورد رایگیری شنبه وجود داشت.
منبع: VOA Special September 2023 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید