region-specific

[ایالات متحده]/[ˈrɪdʒən spəˈsɪfɪk]/
[بریتانیا]/[ˈrɪdʒən spəˈsɪfɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا متغیر بسته به یک منطقه خاص؛ طراحی شده یا سازگار شده برای یک منطقه خاص؛ منحصر به یک منطقه خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

region-specific needs

نیازهای منطقه ای

region-specific data

داده های منطقه ای

region-specific challenges

چالش های منطقه ای

region-specific solutions

راه حل های منطقه ای

region-specific approach

رویکرد منطقه ای

region-specific market

بازار منطقه ای

region-specific policies

سیاست های منطقه ای

region-specific risks

ریسک های منطقه ای

region-specific expertise

تجربه منطقه ای

region-specific design

طراحی منطقه ای

جملات نمونه

the marketing campaign utilized region-specific language to resonate with local customers.

کمپین بازاریابی از زبان خاص منطقه‌ای برای ایجاد ارتباط با مشتریان محلی استفاده کرد.

region-specific regulations regarding environmental protection vary significantly by state.

قوانین مربوط به حفاظت محیط زیست که به صورت خاص منطقه‌ای هستند، بین ایالت‌ها به طور قابل توجهی متفاوت است.

our research highlighted the need for region-specific product features to cater to diverse preferences.

پژوهش ما نیاز به ویژگی‌های محصول خاص منطقه‌ای را برای پاسخگویی به ترجیحات متنوع تاکید کرد.

region-specific cultural nuances often influence consumer buying behavior.

ریزه‌های فرهنگی خاص منطقه‌ای اغلب رفتار خرید مصرف‌کنندگان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the company developed region-specific advertising campaigns for each major market.

شرکت کمپین‌های تبلیغاتی خاص منطقه‌ای را برای هر بازار اصلی توسعه داد.

region-specific agricultural practices are essential for sustainable farming in arid climates.

رویکردهای کشاورزی خاص منطقه‌ای برای کشاورزی پایدار در مناطق خشک ضروری هستند.

we conducted region-specific surveys to gather data on consumer preferences.

ما پرسش‌نامه‌های خاص منطقه‌ای را انجام دادیم تا داده‌هایی درباره ترجیحات مصرف‌کنندگان جمع‌آوری کنیم.

region-specific tourism initiatives aim to promote unique local attractions.

مبادرات گردشگری خاص منطقه‌ای به منظور ترویج جذب‌های محلی منحصر به فرد هستند.

the report analyzed region-specific economic trends and their impact on investment.

گزارش روندهای اقتصادی خاص منطقه‌ای و تأثیر آنها بر سرمایه‌گذاری را تحلیل کرد.

region-specific healthcare policies address unique demographic challenges in different areas.

سیاست‌های بهداشت و درمان خاص منطقه‌ای چالش‌های جمعیت‌شناختی منحصر به فرد در مناطق مختلف را می‌پردازد.

region-specific training programs are designed to equip employees with relevant skills.

برنامه‌های آموزشی خاص منطقه‌ای برای تجهیز کارکنان با مهارت‌های مرتبط طراحی شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید