regulations

[ایالات متحده]/ˌrɛɡjʊˈleɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌrɛɡjəˈleɪʃənz/

ترجمه

n. قوانین یا دستورالعمل‌هایی که توسط یک مرجع وضع و حفظ می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

new regulations

قوانین جدید

following regulations

رعایت مقررات

strict regulations

قوانین سختگیرانه

review regulations

بررسی مقررات

existing regulations

قوانین موجود

implement regulations

اجرای مقررات

violated regulations

نقض مقررات

جملات نمونه

the company must adhere to all safety regulations.

شرکت باید به تمام مقررات ایمنی پایبند باشد.

new regulations regarding data privacy will be implemented next year.

مقررات جدید در مورد حریم خصوصی داده‌ها سال آینده اجرا خواهد شد.

we need to review the existing regulations and update them.

ما باید مقررات موجود را بررسی و آنها را به روز کنیم.

strict regulations govern the import of agricultural products.

مقررات سختگیرانه واردات محصولات کشاورزی را کنترل می کند.

the government is proposing new regulations on emissions.

دولت مقررات جدیدی در مورد انتشار در حال پیشنهاد است.

compliance with these regulations is mandatory for all employees.

رعایت این مقررات برای همه کارکنان اجباری است.

the financial regulations are designed to prevent fraud.

مقررات مالی برای جلوگیری از تقلب طراحی شده اند.

changes to the regulations were announced yesterday.

تغییرات در مقررات دیروز اعلام شد.

the industry is lobbying for changes to the regulations.

صنعت برای تغییر مقررات لابی می کند.

these regulations protect consumers from unfair practices.

این مقررات از مصرف کنندگان در برابر روش های غیر منصفانه محافظت می کند.

the enforcement of regulations is crucial for maintaining order.

اجرای مقررات برای حفظ نظم بسیار مهم است.

we are carefully studying the new environmental regulations.

ما به دقت مقررات جدید زیست محیطی را مطالعه می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید