drug rehab
ترمیم اعتیاد
rehab center
مرکز توانبخشی
rehab program
برنامه توانبخشی
physical rehab
توانبخشی فیزیکی
rehab facility
مؤسسه توانبخشی
rehab services
خدمات توانبخشی
inpatient rehab
توانبخشی بستری
outpatient rehab
توانبخشی سرپایی
rehab therapist
درمانگر توانبخشی
rehab treatment
درمان توانبخشی
she is going to rehab to recover from her addiction.
او برای بهبودی از اعتیاد خود به کلینیک ترک اعتیاد میرود.
he completed his rehab program successfully.
او با موفقیت برنامه ترک اعتیاد خود را به پایان رساند.
many people find rehab to be a life-changing experience.
بسیاری از مردم معتقدند که ترک اعتیاد یک تجربه متحول کننده زندگی است.
after rehab, she felt like a new person.
پس از ترک اعتیاد، او احساس کرد که فرد جدیدی است.
he has been in and out of rehab multiple times.
او بارها وارد و خارج از کلینیک ترک اعتیاد شده است.
rehab can provide the support needed for recovery.
ترک اعتیاد میتواند حمایت مورد نیاز برای بهبودی را فراهم کند.
she decided to enter rehab after hitting rock bottom.
او پس از رسیدن به نقطه اوج، تصمیم گرفت وارد کلینیک ترک اعتیاد شود.
many rehab centers offer group therapy sessions.
بسیاری از مراکز ترک اعتیاد جلسات گروهی درمانی ارائه میدهند.
rehab often includes counseling and medical support.
ترک اعتیاد اغلب شامل مشاوره و حمایتهای پزشکی است.
he was grateful for the friends he made in rehab.
او از دوستانی که در کلینیک ترک اعتیاد به دست آورد سپاسگزار بود.
drug rehab
ترمیم اعتیاد
rehab center
مرکز توانبخشی
rehab program
برنامه توانبخشی
physical rehab
توانبخشی فیزیکی
rehab facility
مؤسسه توانبخشی
rehab services
خدمات توانبخشی
inpatient rehab
توانبخشی بستری
outpatient rehab
توانبخشی سرپایی
rehab therapist
درمانگر توانبخشی
rehab treatment
درمان توانبخشی
she is going to rehab to recover from her addiction.
او برای بهبودی از اعتیاد خود به کلینیک ترک اعتیاد میرود.
he completed his rehab program successfully.
او با موفقیت برنامه ترک اعتیاد خود را به پایان رساند.
many people find rehab to be a life-changing experience.
بسیاری از مردم معتقدند که ترک اعتیاد یک تجربه متحول کننده زندگی است.
after rehab, she felt like a new person.
پس از ترک اعتیاد، او احساس کرد که فرد جدیدی است.
he has been in and out of rehab multiple times.
او بارها وارد و خارج از کلینیک ترک اعتیاد شده است.
rehab can provide the support needed for recovery.
ترک اعتیاد میتواند حمایت مورد نیاز برای بهبودی را فراهم کند.
she decided to enter rehab after hitting rock bottom.
او پس از رسیدن به نقطه اوج، تصمیم گرفت وارد کلینیک ترک اعتیاد شود.
many rehab centers offer group therapy sessions.
بسیاری از مراکز ترک اعتیاد جلسات گروهی درمانی ارائه میدهند.
rehab often includes counseling and medical support.
ترک اعتیاد اغلب شامل مشاوره و حمایتهای پزشکی است.
he was grateful for the friends he made in rehab.
او از دوستانی که در کلینیک ترک اعتیاد به دست آورد سپاسگزار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید