reimbursement

[ایالات متحده]/ˌri:ɪmˈbɜ:smənt/
[بریتانیا]/ˌriɪm'bɝsmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازپرداخت; استرداد جبران خسارت; غرامت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

reimbursement process

فرآیند بازپرداخت

travel expense reimbursement

بازپرداخت هزینه سفر

medical expense reimbursement

بازپرداخت هزینه های پزشکی

receipt for reimbursement

رسید بازپرداخت

submitting reimbursement request

ارائه درخواست بازپرداخت

employee reimbursement policy

سیاست بازپرداخت کارکنان

reimbursement form

فرم جبران

timely reimbursement

بازپرداخت به موقع

expense reimbursement system

سیستم بازپرداخت هزینه

tax reimbursement

بازپرداخت مالیات

apply for reimbursement

برای بازپرداخت درخواست بده

claim reimbursement

بازپرداخت درخواست

جملات نمونه

He received reimbursement for his travel expenses.

او برای هزینه‌های سفر خود غرامت دریافت کرد.

request reimbursement for travel expenses

درخواست غرامت برای هزینه‌های سفر

provide proof for reimbursement

ارائه مدرک برای غرامت

submit a reimbursement claim

ارائه درخواست غرامت

approve reimbursement for medical expenses

تایید غرامت برای هزینه‌های پزشکی

process reimbursement for business trips

پردازش غرامت برای سفرهای کاری

receive reimbursement for work-related costs

دریافت غرامت برای هزینه‌های مرتبط با کار

delay in reimbursement processing

تاخیر در پردازش غرامت

reimbursement policy for employees

سیاست غرامت برای کارمندان

eligible for reimbursement of educational expenses

واجد شرایط غرامت هزینه‌های آموزشی

reimbursement amount for lost luggage

مبلغ غرامت برای بار مسافرتی گم‌شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید