withhold

[ایالات متحده]/wɪðˈhəʊld/
[بریتانیا]/wɪðˈhoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نگه‌داشتن؛ امتناع از دادن؛ سرکوب کردن؛ پنهان کردن
vi. محدود کردن؛ خودداری کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردwithholds
صفت یا فعل حال استمراریwithholding
زمان گذشتهwithheld
قسمت سوم فعلwithheld
جمعwithholds

عبارات و ترکیب‌ها

withhold information

نگه داشتن اطلاعات

withhold payment

نگه داشتن پرداخت

withhold evidence

نگه داشتن مدارک

جملات نمونه

to withhold the money

نگه داشتن پول

It was unscrupulous of their lawyer to withhold evidence.

این غیر اخلاقی بود که وکیل آنها مدارک را مهار کند.

Fear made him withhold the truth.

ترس باعث شد او حقیقت را پنهان کند.

a buyer may contract for the right to withhold payment.

یک خریدار ممکن است قراردادی برای حق تعویق پرداخت منعقد کند.

It was improper of the broker to withhold the information from the stock exchange.

این غیرمسئولانه بود که کارگزار اطلاعات را از بورس سهام پنهان کند.

I may withhold the truth at times, but I stop short of actually telling lies.

گاهی اوقات ممکن است من حقیقت را پنهان کنم، اما از دروغ گفتن اجتناب می کنم.

We like to help the underdog, forgetting that this places us in the role of the overdog, the person who has the power to grant or to withhold favors.

ما دوست داریم به بازندگ کمک کنیم، و فراموش می‌کنیم که این کار ما را در نقش برنده قرار می‌دهد، کسی که قدرت اعطا یا سلب لطف را دارد.

نمونه‌های واقعی

Surely you will not withhold it any longer.

مطمئناً دیگر آن را دریغ نخواهید کرد.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

The settlement ends a four-year investigation into how much information Toyota withheld from safety officials.

توافقنامه به پایان رساندن یک تحقیق چهار ساله در مورد میزان اطلاعاتی که تویوتا از مقامات ایمنی پنهان کرده است.

منبع: VOA Special April 2014 Collection

People who identify as Empathizers withhold judgment and allow their colleagues and clients to vent.

افرادی که خود را همدرد معرفی می کنند، قضاوت را به تعویق می اندازند و به همکاران و مشتریان خود اجازه می دهند تا تخلیه کنند.

منبع: Psychology Mini Class

No, you just admitted that you knowingly withheld material evidence in an ongoing murder investigation.

نه، شما همین الان اعتراف کردید که عمداً شواهد مهم را در یک تحقیقات قتل در جریان پنهان کرده اید.

منبع: The Good Place Season 2

704. I would rather withhold than uphold you unfold the gold foil on the threshold.

704. ترجیح می دهم آن را پس بگذارم تا شما آن را باز کنم.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

He was about to question her categorically, but on looking at her he withheld his words.

او قصد داشت او را به طور کامل مورد سوال قرار دهد، اما با نگاه کردن به او، کلماتش را پس گرفت.

منبع: Returning Home

People withhold crucial information all the time.

افراد همیشه اطلاعات حیاتی را پنهان می کنند.

منبع: Billions Season 1

Don't withhold those natural expressions of love.

آن ابرازات طبیعی عشق را دریغ نکنید.

منبع: Festival Comprehensive Record

Well, the paper said the police are withholding the details.

خب، روزنامه گفته است که پلیس جزئیات را پنهان می کند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

So what are you saying, I should marry victor becauseyou're a withholding father?

پس می خواهید بگویید که من باید با ویکتور ازدواج کنم زیرا شما پدر پنهان هستید؟

منبع: Desperate Housewives Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید