| صفت یا فعل حال استمراری | reintroducing |
| شکل سوم شخص مفرد | reintroduces |
| قسمت سوم فعل | reintroduced |
| زمان گذشته | reintroduced |
| جمع | reintroduces |
a scheme to reintroduce wolves to Yellowstone National Park.
یک طرح برای بازگرداندن دوباره گرگها به پارک ملی یلوستون.
thirty-six states have reintroduced the death penalty.
سی و شش ایالت مجازات اعدام را دوباره معرفی کردهاند.
Spurred by our 2004 meeting, biologists recently reintroduced Bolson tortoises to a private ranch in New Mexico.
با الهام از ملاقات ما در سال 2004، زیستشناسان اخیراً لاکپشتهای بولسون را به یک مزرعه خصوصی در نیومکزیکو بازگرداندند.
The company plans to reintroduce the popular product next year.
شرکت قصد دارد سال آینده محصول محبوب را دوباره معرفی کند.
The government decided to reintroduce the policy to promote renewable energy.
دولت تصمیم گرفت سیاستی را برای ترویج انرژیهای تجدیدپذیر دوباره معرفی کند.
The zoo will reintroduce the endangered species back into the wild.
باغ وحش گونههای در معرض خطر را دوباره به طبیعت بازگرداند.
The museum will reintroduce the exhibit that was very popular last year.
موزه نمایشگاهی را که سال گذشته بسیار محبوب بود، دوباره معرفی خواهد کرد.
The school decided to reintroduce the music program after receiving funding.
مدارس پس از دریافت بودجه تصمیم گرفتند برنامه موسیقی را دوباره معرفی کنند.
The chef plans to reintroduce the special dish on the menu.
سرآشپز قصد دارد غذای ویژه را دوباره در منو قرار دهد.
The fashion designer wants to reintroduce vintage styles into the new collection.
طراح مد میخواهد سبکهای قدیمی را دوباره در مجموعه جدید معرفی کند.
The city council will reintroduce the recycling program to promote sustainability.
شورای شهر تصمیم گرفت برنامه بازیافت را برای ترویج پایداری دوباره معرفی کند.
The airline company will reintroduce direct flights to popular destinations.
شرکت هواپیمایی قصد دارد پروازهای مستقیم به مقاصد محبوب را دوباره معرفی کند.
The technology company plans to reintroduce an updated version of the software.
شرکت فناوری قصد دارد یک نسخه بهروز شده از نرمافزار را دوباره معرفی کند.
a scheme to reintroduce wolves to Yellowstone National Park.
یک طرح برای بازگرداندن دوباره گرگها به پارک ملی یلوستون.
thirty-six states have reintroduced the death penalty.
سی و شش ایالت مجازات اعدام را دوباره معرفی کردهاند.
Spurred by our 2004 meeting, biologists recently reintroduced Bolson tortoises to a private ranch in New Mexico.
با الهام از ملاقات ما در سال 2004، زیستشناسان اخیراً لاکپشتهای بولسون را به یک مزرعه خصوصی در نیومکزیکو بازگرداندند.
The company plans to reintroduce the popular product next year.
شرکت قصد دارد سال آینده محصول محبوب را دوباره معرفی کند.
The government decided to reintroduce the policy to promote renewable energy.
دولت تصمیم گرفت سیاستی را برای ترویج انرژیهای تجدیدپذیر دوباره معرفی کند.
The zoo will reintroduce the endangered species back into the wild.
باغ وحش گونههای در معرض خطر را دوباره به طبیعت بازگرداند.
The museum will reintroduce the exhibit that was very popular last year.
موزه نمایشگاهی را که سال گذشته بسیار محبوب بود، دوباره معرفی خواهد کرد.
The school decided to reintroduce the music program after receiving funding.
مدارس پس از دریافت بودجه تصمیم گرفتند برنامه موسیقی را دوباره معرفی کنند.
The chef plans to reintroduce the special dish on the menu.
سرآشپز قصد دارد غذای ویژه را دوباره در منو قرار دهد.
The fashion designer wants to reintroduce vintage styles into the new collection.
طراح مد میخواهد سبکهای قدیمی را دوباره در مجموعه جدید معرفی کند.
The city council will reintroduce the recycling program to promote sustainability.
شورای شهر تصمیم گرفت برنامه بازیافت را برای ترویج پایداری دوباره معرفی کند.
The airline company will reintroduce direct flights to popular destinations.
شرکت هواپیمایی قصد دارد پروازهای مستقیم به مقاصد محبوب را دوباره معرفی کند.
The technology company plans to reintroduce an updated version of the software.
شرکت فناوری قصد دارد یک نسخه بهروز شده از نرمافزار را دوباره معرفی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید