| شکل سوم شخص مفرد | reintegrates |
| صفت یا فعل حال استمراری | reintegrating |
| زمان گذشته | reintegrated |
| قسمت سوم فعل | reintegrated |
| جمع | reintegrates |
it can be difficult for an offender to be reintegrated into the community.
بازگشت مجرمان به اجتماع میتواند دشوار باشد.
It is important to reintegrate veterans into society after they return from deployment.
بازگرداندن مجدد سربازان به جامعه پس از بازگشت از ماموریت، مهم است.
The goal is to reintegrate the isolated individuals back into the community.
هدف بازگرداندن افراد منزوی به جامعه است.
The program aims to reintegrate ex-convicts into the workforce.
هدف برنامه بازگرداندن مجدد زندانیان آزاد شده به بازار کار است.
The company is working to reintegrate sustainable practices into its operations.
شرکت در حال تلاش برای بازگرداندن مجدد شیوههای پایدار به فعالیتهای خود است.
The school is focusing on ways to reintegrate students who have been absent for a long time.
مدرسه بر روی روشهایی برای بازگرداندن مجدد دانشآموزانی که برای مدت طولانی غایب بودهاند، تمرکز دارد.
The government is implementing policies to reintegrate refugees into society.
دولت سیاستهایی را برای بازگرداندن مجدد پناهندگان به جامعه اجرا میکند.
The organization's mission is to reintegrate homeless individuals into stable housing.
ماموریت سازمان بازگرداندن مجدد افراد بیخانمان به مسکن پایدار است.
The therapist helps patients reintegrate suppressed memories into their consciousness.
درمانگر به بیماران کمک میکند تا خاطرات سرکوبشده را به сознание خود بازگردانند.
The community is working together to reintegrate marginalized groups into the mainstream.
جامعه برای بازگرداندن مجدد گروههای حاشیه ای به جریان اصلی با هم همکاری می کنند.
The project aims to reintegrate traditional practices into modern lifestyles.
هدف پروژه بازگرداندن مجدد سنت های سنتی به سبک زندگی مدرن است.
it can be difficult for an offender to be reintegrated into the community.
بازگشت مجرمان به اجتماع میتواند دشوار باشد.
It is important to reintegrate veterans into society after they return from deployment.
بازگرداندن مجدد سربازان به جامعه پس از بازگشت از ماموریت، مهم است.
The goal is to reintegrate the isolated individuals back into the community.
هدف بازگرداندن افراد منزوی به جامعه است.
The program aims to reintegrate ex-convicts into the workforce.
هدف برنامه بازگرداندن مجدد زندانیان آزاد شده به بازار کار است.
The company is working to reintegrate sustainable practices into its operations.
شرکت در حال تلاش برای بازگرداندن مجدد شیوههای پایدار به فعالیتهای خود است.
The school is focusing on ways to reintegrate students who have been absent for a long time.
مدرسه بر روی روشهایی برای بازگرداندن مجدد دانشآموزانی که برای مدت طولانی غایب بودهاند، تمرکز دارد.
The government is implementing policies to reintegrate refugees into society.
دولت سیاستهایی را برای بازگرداندن مجدد پناهندگان به جامعه اجرا میکند.
The organization's mission is to reintegrate homeless individuals into stable housing.
ماموریت سازمان بازگرداندن مجدد افراد بیخانمان به مسکن پایدار است.
The therapist helps patients reintegrate suppressed memories into their consciousness.
درمانگر به بیماران کمک میکند تا خاطرات سرکوبشده را به сознание خود بازگردانند.
The community is working together to reintegrate marginalized groups into the mainstream.
جامعه برای بازگرداندن مجدد گروههای حاشیه ای به جریان اصلی با هم همکاری می کنند.
The project aims to reintegrate traditional practices into modern lifestyles.
هدف پروژه بازگرداندن مجدد سنت های سنتی به سبک زندگی مدرن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید