reiterations

[ایالات متحده]/ˌriːɪˈtəːreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌriːɪˈtɛrɪˌteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تکرار چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

frequent reiterations

تکرارهای مکرر

clear reiterations

تکرارهای واضح

repeated reiterations

تکرارهای تکراری

final reiterations

تکرارهای نهایی

necessary reiterations

تکرارهای ضروری

additional reiterations

تکرارهای اضافی

verbal reiterations

تکرارهای کلامی

written reiterations

تکرارهای کتبی

strong reiterations

تکرارهای قوی

public reiterations

تکرارهای عمومی

constant reiterations

تکرارهای مداوم

key reiterations

تکرارهای کلیدی

جملات نمونه

his reiterations of the safety procedures were helpful.

تکرار مجدد او از رویه‌های ایمنی مفید بود.

the teacher made several reiterations of the assignment details.

معلم چندین بار جزئیات تکلیف را تکرار کرد.

reiterations of the company's values are essential for new employees.

تکرار مجدد ارزش‌های شرکت برای کارمندان جدید ضروری است.

her reiterations of the main points kept everyone focused.

تکرار مجدد او از نکات اصلی باعث شد همه متمرکز بمانند.

he often uses reiterations to emphasize his arguments.

او اغلب از تکرار مجدد برای تاکید بر استدلال‌های خود استفاده می‌کند.

the reiterations of the rules helped clarify the expectations.

تکرار مجدد قوانین به روشن شدن انتظارات کمک کرد.

reiterations in his speech made the message clear.

تکرار مجدد در سخنرانی او پیام را واضح کرد.

during the meeting, there were multiple reiterations of the project timeline.

در طول جلسه، تکرارهای متعددی از جدول زمانی پروژه وجود داشت.

her reiterations of the benefits convinced the audience.

تکرار مجدد او از مزایا مخاطبان را متقاعد کرد.

reiterations of the feedback helped improve the team's performance.

تکرار مجدد بازخورد به بهبود عملکرد تیم کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید