repetitions

[ایالات متحده]/ˌrɛpəˈtɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌrɛpəˈtɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تکرار چیزی؛ مواردی از چیزی که تکرار می‌شود؛ نسخه‌ها یا کپی‌های چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

frequent repetitions

تکرارهای مکرر

multiple repetitions

تکرارهای متعدد

short repetitions

تکرارهای کوتاه

daily repetitions

تکرارهای روزانه

constant repetitions

تکرارهای مداوم

rapid repetitions

تکرارهای سریع

repeated repetitions

تکرارهای تکراری

timed repetitions

تکرارهای زمان‌بندی شده

excessive repetitions

تکرارهای بیش از حد

targeted repetitions

تکرارهای هدفمند

جملات نمونه

repetitions in training can improve muscle memory.

تکرارها در تمرین می تواند به بهبود حافظه عضلانی کمک کند.

too many repetitions can lead to fatigue.

تکرارهای زیاد می تواند منجر به خستگی شود.

she practiced her speech with several repetitions.

او سخنرانی خود را با چندین تکرار تمرین کرد.

repetitions of the same exercise can become boring.

تکرار یک تمرین مشابه می تواند خسته کننده شود.

in music, repetitions can create a memorable melody.

در موسیقی، تکرارها می توانند یک ملودی به یاد ماندنی ایجاد کنند.

repetitions are essential for mastering a skill.

تکرارها برای تسلط بر یک مهارت ضروری هستند.

he recorded his voice to review the repetitions.

او صدای خود را ضبط کرد تا تکرارها را بررسی کند.

repetitions in language learning help with retention.

تکرارها در یادگیری زبان به حفظ اطلاعات کمک می کند.

she noticed the repetitions in his behavior.

او تکرارها را در رفتار او متوجه شد.

repetitions can enhance performance in sports.

تکرارها می توانند عملکرد را در ورزش افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید