rejections

[ایالات متحده]/rɪˈdʒɛkʃənz/
[بریتانیا]/rɪˈdʒɛkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل رد کردن یا رد شدن؛ چیزهایی که رد شده‌اند؛ رد پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

job rejections

رد پیشنهاد شغلی

letter of rejections

نامه رد

rejections list

لیست ردها

rejections feedback

بازخورد رد

rejections reasons

دلایل رد

rejections count

تعداد ردها

rejections analysis

تجزیه و تحلیل رد

rejections impact

تاثیر رد

rejections process

فرآیند رد

rejections statistics

آمار رد

جملات نمونه

she faced multiple rejections before landing her dream job.

او قبل از گرفتن شغل رویایی‌اش با چندین بار رد مواجه شد.

rejections can be tough, but they often lead to better opportunities.

رد شدن می‌تواند سخت باشد، اما اغلب منجر به فرصت‌های بهتر می‌شود.

he learned to cope with rejections during his career as an artist.

او یاد گرفت که چگونه با رد شدن در طول دوران هنرمندی خود کنار بیاید.

receiving rejections can be disheartening for aspiring writers.

دریافت رد می‌تواند برای نویسندگان مشتاق ناامیدکننده باشد.

she kept a positive attitude despite the rejections she received.

او با وجود رد‌هایی که دریافت کرده بود، نگرش مثبتی حفظ کرد.

rejections are a part of the journey toward success.

رد شدن بخشی از مسیر رسیدن به موفقیت است.

he documented his rejections in a journal to track his progress.

او رد شدن‌های خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کرد تا پیشرفت خود را پیگیری کند.

rejections can provide valuable feedback for improvement.

رد شدن می‌تواند بازخورد ارزشمندی برای بهبود ارائه دهد.

she learned resilience from the rejections she encountered.

او تاب‌آوری را از رد شدن‌هایی که با آن‌ها مواجه شد، آموخت.

the fear of rejections often holds people back from trying new things.

ترس از رد شدن اغلب مانع از تلاش مردم برای انجام کارهای جدید می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید