reversals

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːsəlz/
[بریتانیا]/rɪˈvɜrslz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل معکوس کردن یا معکوس شدن؛ تغییر غیرمنتظره در یک وضعیت

عبارات و ترکیب‌ها

market reversals

برگشت بازار

trend reversals

برگشت روند

price reversals

برگشت قیمت

signal reversals

برگشت سیگنال

policy reversals

برگشت سیاست

behavioral reversals

برگشت رفتاری

momentum reversals

برگشت مومنتوم

reversal patterns

الگوهای برگشت

reversal signals

سیگنال‌های برگشت

reversal strategies

استراتژی‌های برگشت

جملات نمونه

there were several reversals in the stock market today.

امروز چندین معکوس در بازار سهام وجود داشت.

her decision was marked by unexpected reversals.

تصمیم او با معکوس‌های غیرمنتظره مشخص شد.

reversals in fortune can happen to anyone.

معکوس در سرنوشت می‌تواند برای هر کسی اتفاق بیفتد.

the company faced financial reversals last quarter.

شرکت در سه ماهه گذشته با معکوس‌های مالی روبرو شد.

he experienced many reversals in his career.

او بارها با معکوس‌هایی در حرفه خود مواجه شد.

reversals in policy can lead to confusion.

معکوس در سیاست‌ها می‌تواند منجر به سردرگمی شود.

they were surprised by the sudden reversals in the game.

آنها از معکوس‌های ناگهانی در بازی متعجب شدند.

reversals in public opinion can change election outcomes.

معکوس در نظر مردم می‌تواند نتایج انتخابات را تغییر دهد.

the plot of the movie was filled with unexpected reversals.

طرح فیلم با معکوس‌های غیرمنتظره پر شده بود.

reversals in strategy can sometimes lead to success.

معکوس در استراتژی گاهی اوقات می‌تواند منجر به موفقیت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید