remanded in custody
به بازداشت سپرده شده
remand hearing
جلسه بازداشت
on remand
پس از بازداشت
remand order
دستور بازداشت
remand prisoners awaiting trial.
زندانیان بازداشتی منتظر محاکمه.
He spent a week in custody on remand awaiting sentence.
او یک هفته را در بازداشت گذراند و منتظر صدور حکم بود.
a man was remanded in custody yesterday accused of the murders.
یک مرد به اتهام قتل دیروز به بازداشت قانونی سپرده شد.
He was held on remand, charged with causing malicious damage to property.
او به اتهام خسارت عمد به اموال در بازداشت بود.
two men were remanded on bail on a charge of passing counterfeit £10 notes.
دو مرد به اتهام ارائه اسکناس های تقلبی 10 پوندی با قرار با وثیقه بازداشت شدند.
A man has been remanded in custody charged with the murder of an eight-year-old girl.
یک مرد به اتهام قتل یک دختر هشت ساله به بازداشت قانونی سپرده شده است.
remanded in custody
به بازداشت سپرده شده
remand hearing
جلسه بازداشت
on remand
پس از بازداشت
remand order
دستور بازداشت
remand prisoners awaiting trial.
زندانیان بازداشتی منتظر محاکمه.
He spent a week in custody on remand awaiting sentence.
او یک هفته را در بازداشت گذراند و منتظر صدور حکم بود.
a man was remanded in custody yesterday accused of the murders.
یک مرد به اتهام قتل دیروز به بازداشت قانونی سپرده شد.
He was held on remand, charged with causing malicious damage to property.
او به اتهام خسارت عمد به اموال در بازداشت بود.
two men were remanded on bail on a charge of passing counterfeit £10 notes.
دو مرد به اتهام ارائه اسکناس های تقلبی 10 پوندی با قرار با وثیقه بازداشت شدند.
A man has been remanded in custody charged with the murder of an eight-year-old girl.
یک مرد به اتهام قتل یک دختر هشت ساله به بازداشت قانونی سپرده شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید