remarked

[ایالات متحده]/rɪˈmɑːkt/
[بریتانیا]/rɪˈmɑrkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی کامل remark

عبارات و ترکیب‌ها

remarked casually

به طور اتفاقی نظر داد

remarked thoughtfully

با تفکر نظر داد

remarked sharply

با لحنی تند نظر داد

remarked quietly

به آرامی نظر داد

remarked humorously

با طنز نظر داد

remarked critically

به طور انتقادی نظر داد

remarked sincerely

با صمیمیت نظر داد

remarked repeatedly

به طور مکرر نظر داد

remarked briefly

به طور خلاصه نظر داد

remarked passionately

با شور و اشتیاق نظر داد

جملات نمونه

she remarked on the beauty of the sunset.

او به زیبایی غروب خورشید اشاره کرد.

he remarked that the meeting was productive.

او گفت که جلسه مفید بود.

the teacher remarked on the student's improvement.

معلم به پیشرفت دانش آموز اشاره کرد.

she remarked how quickly time flies.

او گفت چقدر زمان سریع می‌گذرد.

he remarked that it was a beautiful day.

او گفت که یک روز زیبا بود.

the author remarked on the importance of education.

نویسنده به اهمیت آموزش اشاره کرد.

she remarked that the food was delicious.

او گفت که غذا خوشمزه بود.

he remarked on the challenges of the project.

او به چالش‌های پروژه اشاره کرد.

the doctor remarked on the patient's progress.

پزشک به پیشرفت بیمار اشاره کرد.

she remarked that teamwork is essential.

او گفت که کار گروهی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید