remediable

[ایالات متحده]/rɪ'miːdɪəb(ə)l/
[بریتانیا]/rɪ'midɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل اصلاح؛ قابل درمان یا تصحیح؛ قابل rectified.

جملات نمونه

remediable problems; a remediable setback.

مشکلات قابل رفع؛ یک عقب‌ماندگی قابل رفع.

Some health issues are easily remediable with proper medication.

برخی از مشکلات سلامتی را می‌توان به راحتی با داروهای مناسب قابل رفع کرد.

The company implemented remediable measures to improve workplace safety.

شرکت اقداماتی قابل رفع را برای بهبود ایمنی محل کار اجرا کرد.

His lack of punctuality is a remediable behavior that can be corrected with time management skills.

عدم به موقع رسیدن او رفتاری قابل رفع است که می توان آن را با مهارت های مدیریت زمان اصلاح کرد.

The environmental damage caused by the factory is not easily remediable.

آسیب های زیست محیطی ناشی از کارخانه به راحتی قابل رفع نیست.

The teacher provided remediable exercises to help students improve their math skills.

معلم تمرینات قابل رفع را برای کمک به دانش آموزان در بهبود مهارت های ریاضی خود ارائه داد.

The mistake in the report was remediable with a quick edit.

اشتباه در گزارش را می توان با یک ویرایش سریع قابل رفع کرد.

The software bug is not easily remediable and may require a complete redesign.

باگ نرم افزاری به راحتی قابل رفع نیست و ممکن است نیاز به طراحی مجدد داشته باشد.

The conflict between the two parties is remediable through mediation and compromise.

درگیری بین دو طرف را می توان از طریق میانجیگری و سازش قابل رفع کرد.

The doctor assured the patient that the side effects of the medication were remediable.

پزشک به بیمار اطمینان داد که عوارض جانبی داروها قابل رفع هستند.

The financial losses incurred by the company are remediable with strategic restructuring.

خسارات مالی متحمل شده توسط شرکت را می توان با بازسازی استراتژیک قابل رفع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید