treatable

[ایالات متحده]/'tritəbl/
[بریتانیا]/ˈtritəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل درمان؛ قادر به دریافت درمان؛ قادر به درمان.

جملات نمونه

People sometimes die of treatable conditions.

گاهی اوقات مردم بر اثر بیماری‌های قابل درمان می‌میرند.

Many mental health conditions are treatable with therapy and medication.

بسیاری از مشکلات سلامت روان با درمان و دارو قابل درمان هستند.

Early detection of cancer can make it more treatable.

تشخیص زودهنگام سرطان می‌تواند آن را قابل درمان‌تر کند.

Some infections are easily treatable with antibiotics.

برخی از عفونت‌ها به راحتی با آنتی‌بیوتیک‌ها قابل درمان هستند.

Regular exercise and a healthy diet can help prevent many treatable diseases.

ورزش منظم و تغذیه سالم می‌تواند به پیشگیری از بسیاری از بیماری‌های قابل درمان کمک کند.

Dental cavities are highly treatable with fillings.

حفره‌های دندانی به طور قابل توجهی با استفاده از پرکردنی قابل درمان هستند.

Skin conditions like acne are often treatable with topical creams.

شرایط پوستی مانند آکنه اغلب با استفاده از کرم‌های موضعی قابل درمان هستند.

Addiction is a treatable condition with the right support and therapy.

اعتیاد یک وضعیت قابل درمان با حمایت و درمان مناسب است.

Chronic pain can be treatable with a combination of medication and physical therapy.

درد مزمن را می‌توان با ترکیبی از دارو و فیزیوتراپی قابل درمان کرد.

Some eye disorders are treatable with corrective lenses or surgery.

برخی از اختلالات چشمی را می‌توان با استفاده از لنزهای اصلاحی یا جراحی قابل درمان کرد.

Sexually transmitted infections are treatable with antibiotics.

عفونت‌های مقاربتی با آنتی‌بیوتیک‌ها قابل درمان هستند.

نمونه‌های واقعی

They are places for acute trauma and treatable illness.

این مکان‌ها برای آسیب‌های حاد و بیماری‌های قابل درمان هستند.

منبع: TED Talks (Video Version) September 2015 Collection

However, it is highly treatable when found early.

با این حال، در صورت تشخیص زودهنگام، به طور قابل توجهی قابل درمان است.

منبع: VOA Special April 2016 Collection

But more importantly, it is treatable.

اما مهمتر از همه، قابل درمان است.

منبع: Trendy technology major events!

It is not treatable in cats.

در گربه‌ها قابل درمان نیست.

منبع: Connection Magazine

It is easily treatable, but almost always goes undiagnosed.

به راحتی قابل درمان است، اما تقریباً همیشه بدون تشخیص باقی می ماند.

منبع: The Economist - International

In 90% of the patients, epilepsy is completely treatable.

در 90 درصد از بیماران، صرع به طور کامل قابل درمان است.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

Totally treatable...except her birth parents didn't treat it.

کاملاً قابل درمان... به جز اینکه والدین ناتنی‌اش آن را درمان نکردند.

منبع: Our Day Season 2

It is treatable in dogs, although quite expensive and quite risky.

در سگ‌ها قابل درمان است، اگرچه بسیار گران و خطرناک است.

منبع: Connection Magazine

Nonetheless, most NTDs are frequently preventable or treatable, often with low-cost medications.

با این وجود، بیشتر NTD ها اغلب قابل پیشگیری یا درمان هستند، معمولاً با داروهای ارزان قیمت.

منبع: VOA Daily Standard February 2020 Collection

Soldiers were coming in with treatable injuries and they were leaving in coffins.

سربازان با جراحاتی که قابل درمان بودند وارد می شدند و در تابوت ها خارج می شدند.

منبع: Women Who Changed the World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید