remedied

[ایالات متحده]/ˈrɛmɪdɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛmɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را اصلاح یا بهبود بخشید

عبارات و ترکیب‌ها

remedied quickly

به سرعت رفع شد

remedied promptly

به سرعت رفع شد

remedied effectively

به طور موثر رفع شد

remedied immediately

بلافاصله رفع شد

remedied easily

به راحتی رفع شد

remedied thoroughly

به طور کامل رفع شد

remedied efficiently

به طور کارآمد رفع شد

remedied satisfactorily

به طور رضایت بخش رفع شد

remedied completely

به طور کامل رفع شد

remedied correctly

به درستی رفع شد

جملات نمونه

the issue was quickly remedied by the technician.

مشکل به سرعت توسط تکنسین رفع شد.

she remedied the misunderstanding with a clear explanation.

او سوء تفاهم را با یک توضیح واضح رفع کرد.

the error in the report was finally remedied.

اشتباه در گزارش سرانجام رفع شد.

they remedied the situation by offering a refund.

آنها با ارائه بازپرداخت، وضعیت را رفع کردند.

his health problems were remedied with proper medication.

مشکلات سلامتی او با داروهای مناسب رفع شد.

the team remedied their mistakes during the next game.

تیم اشتباهات خود را در بازی بعدی رفع کرد.

she remedied her mistake by apologizing sincerely.

او با عذرخواهی صادقانه، اشتباه خود را رفع کرد.

many issues were remedied after the new policy was implemented.

بسیاری از مشکلات پس از اجرای سیاست جدید رفع شدند.

the broken fence was remedied with new materials.

نرده شکسته با مصالح جدید تعمیر شد.

they remedied the lack of communication with regular meetings.

آنها با برگزاری جلسات منظم، فقدان ارتباطات را رفع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید