remodeler

[ایالات متحده]/ˌriːˈmɒdələ/
[بریتانیا]/ˌriːˈmɑːdələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (بیولوژی، ژنتیک) یک عامل یا پیچیدگی که کروماتین را بازسازی می‌کند (ساختار کروماتین را تغییر می‌دهد تا دسترسی به DNA را تنظیم کند)

عبارات و ترکیب‌ها

home remodeler

تعمیرکننده خانه

kitchen remodeler

تعمیرکننده آشپزخانه

bathroom remodeler

تعمیرکننده حمام

local remodeler

تعمیرکننده محلی

trusted remodeler

تعمیرکننده معتبر

licensed remodeler

تعمیرکننده مجاز

remodelers wanted

نیاز به تعمیرکننده

hire remodeler

استخدام تعمیرکننده

remodeler quotes

نقل قول های تعمیرکننده

remodeling remodeler

تعمیرکننده تعمیرات

جملات نمونه

the remodeler gave us a detailed estimate before starting the kitchen.

تعمیرکننده قبل از شروع کابینت، یک برآورد جزئی به ما داد.

we hired a licensed remodeler to handle the bathroom renovation.

ما یک تعمیرکننده مجاز را استخدام کردیم تا بازسازی حمام را مدیریت کند.

the remodeler submitted a bid and a realistic timeline for the project.

تعمیرکننده پیشنهادی و زمانبندی واقعی برای پروژه ارائه داد.

our remodeler pulled the permits and scheduled the inspections.

تعمیرکننده ما مجوزها را گرفت و بازدیدهای لازم را برنامه ریزی کرد.

the remodeler coordinated subcontractors for plumbing and electrical work.

تعمیرکننده کارهای زیرکاربرد را برای لوله کشی و برق تنظیم کرد.

after we approved the design plan, the remodeler ordered the materials.

پس از اینکه ما طرح را تأیید کردیم، تعمیرکننده مواد را سفارش داد.

the remodeler fixed the drywall, patched the holes, and sanded the walls smooth.

تعمیرکننده دیوارهای گچی را تعمیر کرد، سوراخ ها را جایگزین کرد و دیوارها را به صورت صاف نمود.

the remodeler installed new cabinets and replaced the countertops.

تعمیرکننده کابینت جدیدی نصب کرد و سطح میزهای کابینت را جایگزین کرد.

we asked the remodeler to upgrade the flooring throughout the first floor.

ما از تعمیرکننده خواستیم تا زیرسازی سطح در سراسر طبقه اول را به روز کند.

the remodeler stayed on budget by avoiding unnecessary changes.

تعمیرکننده با جلوگیری از تغییرات غیرضروری در بودجه ماند.

when delays happened, the remodeler updated us with a revised schedule.

وقتی تاخیر رخ داد، تعمیرکننده با یک برنامه جدید به روزرسانی ما کمک کرد.

the remodeler finished the punch list and cleaned up the worksite.

تعمیرکننده لیست اشکال را تمام کرد و محل کار را تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید