restorer

[ایالات متحده]/ri'stɔ:rə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعمیرکار، سازنده
Word Forms
جمعrestorers

عبارات و ترکیب‌ها

art restorer

بازسازنده آثار هنری

antique restorer

بازسازنده آثار عتیقه

furniture restorer

بازسازنده مبلمان

جملات نمونه

restorers who sought to confute this view were accused of ignorance.

افرادی که تلاش می‌کردند این دیدگاه را رد کنند، به نادانی متهم شدند.

The restorer carefully repaired the ancient painting.

بازستان‌گر با دقت نقاشی باستانی را تعمیر کرد.

She is a talented restorer of antique furniture.

او یک بازستان‌گر بااستعداد مبلمان قدیمی است.

The museum hired a restorer to preserve the valuable artifacts.

موزه یک بازستان‌گر را برای حفظ آثار با ارزش استخدام کرد.

The restorer used traditional techniques to restore the historic building.

بازستان‌گر از تکنیک‌های سنتی برای بازسازی ساختمان تاریخی استفاده کرد.

The restorer's work brought new life to the old manuscripts.

کار بازستان‌گر زندگی جدیدی به نسخه‌های خطی قدیمی بخشید.

As a restorer, he has a deep understanding of art history.

به عنوان یک بازستان‌گر، او درک عمیقی از تاریخ هنر دارد.

The restorer carefully removed the layers of dirt from the valuable painting.

بازستان‌گر با دقت لایه‌های خاک را از روی نقاشی با ارزش پاک کرد.

She is known for her skill as a restorer of delicate porcelain pieces.

او به خاطر مهارتش به عنوان بازستان‌گر قطعات چینی ظریف مشهور است.

The restorer's attention to detail is evident in the restored sculpture.

توجه بازستان‌گر به جزئیات در مجسمه بازسازی شده آشکار است.

The restorer's passion for preserving cultural heritage is inspiring.

اشتیاق بازستان‌گر برای حفظ میراث فرهنگی الهام‌بخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید