renege

[ایالات متحده]/rɪˈneɪɡ/
[بریتانیا]/rɪˈneɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. عدم تحقق یک وعده یا تعهد
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreneging
زمان گذشتهreneged
شکل سوم شخص مفردreneges
قسمت سوم فعلreneged
جمعreneges

جملات نمونه

reneged on the contract at the last minute.

در آخرین لحظه از قرارداد سر برگرداندند.

the government had reneged on its election promises.

دولت از وعده‌های انتخاباتی خود سر برگرداند.

Some employers reneged on agreements once the recession set in.

برخی از کارفرمایان پس از شروع رکود اقتصادی از توافقات خود سر برگرداندند.

we fought for the royal Stuarts that reneged us against the Williamites.

ما برای خاندان سلطنتی استوارت جنگیدیم که ما را در برابر ویلیامیت‌ها سر برگرداند.

Whereas,I can't feel relieved with If I owe or irrealizable for others,renege on a promise.

در حالی که، اگر بدهکار یا غیرقابل تحقق برای دیگران باشم، احساس راحتی نخواهم کرد، از قولم منصرف می شوم.

They have also reneged on job offers made to college grads, offering the suddenly unhired apology 7)bonus instead.

آنها همچنین از پیشنهادهای شغلی که به فارغ‌التحصیلان دانشگاهی داده شده بود، صرف نظر کرده‌اند و به جای آن عذرخواهی 7)پاداش را ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید