repairable

[ایالات متحده]/rɪˈpeərəbl/
[بریتانیا]/rɪˈpɛrəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تعمیر; قابل جبران; قابل نجات

عبارات و ترکیب‌ها

repairable damage

آسیب قابل تعمیر

repairable item

قطعه قابل تعمیر

repairable product

محصول قابل تعمیر

repairable equipment

تجهیزات قابل تعمیر

repairable parts

قطعات قابل تعمیر

repairable issue

مشکل قابل تعمیر

repairable vehicle

خودروی قابل تعمیر

repairable appliance

وسایل خانگی قابل تعمیر

repairable structure

ساختار قابل تعمیر

repairable system

سیستم قابل تعمیر

جملات نمونه

the broken appliance is still repairable.

دستگاه خراب هنوز قابل تعمیر است.

most of the damage is repairable with some effort.

بیشتر خسارت‌ها با کمی تلاش قابل تعمیر هستند.

they assured us that the car was repairable.

آنها اطمینان دادند که ماشین قابل تعمیر است.

the technician confirmed that the device is repairable.

تکنسین تأیید کرد که دستگاه قابل تعمیر است.

it's important to know which parts are repairable.

دانستن اینکه کدام قطعات قابل تعمیر هستند مهم است.

he believes that all relationships are repairable.

او معتقد است که همه روابط قابل تعمیر هستند.

she found out that the old furniture was still repairable.

او متوجه شد که مبلمان قدیمی هنوز قابل تعمیر است.

we need to assess whether the damage is repairable.

ما باید ارزیابی کنیم که آیا خسارت قابل تعمیر است یا خیر.

the repairable items were saved from the landfill.

وسایل قابل تعمیر از محل دفن زباله نجات یافتند.

he specializes in making repairable products.

او در ساخت محصولات قابل تعمیر تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید