reparative therapy
درمان ترمیمی
reparative justice
دادخواهی ترمیمی
reparative measures
اقدامات ترمیمی
reparative action
عملکرد ترمیمی
reparative process
فرآیند ترمیمی
reparative techniques
تکنیکهای ترمیمی
reparative approach
رویکرد ترمیمی
reparative function
عملکرد ترمیمی
reparative framework
چارچوب ترمیمی
reparative policies
خط مشیهای ترمیمی
the reparative process took longer than expected.
فرآیند ترمیمی بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she focused on reparative therapy for her patients.
او بر روی درمان ترمیمی برای بیماران خود تمرکز کرد.
reparative justice aims to heal communities.
عدالت ترمیمی هدف آن التیام جوامع است.
they discussed reparative measures after the disaster.
آنها اقدامات ترمیمی را پس از فاجعه مورد بحث قرار دادند.
reparative actions can restore trust in relationships.
اقدامات ترمیمی می توانند اعتماد را در روابط بازگردانند.
the reparative effects of the program were evident.
اثرات ترمیمی برنامه آشکار بود.
he believes in the power of reparative conversations.
او به قدرت مکالمات ترمیمی اعتقاد دارد.
reparative policies can help marginalized groups.
سیاست های ترمیمی می توانند به گروه های حاشیه ای کمک کنند.
they implemented reparative strategies in their organization.
آنها استراتژی های ترمیمی را در سازمان خود اجرا کردند.
reparative techniques are essential in trauma recovery.
تکنیک های ترمیمی در بهبودی از آسیب های روحی ضروری هستند.
reparative therapy
درمان ترمیمی
reparative justice
دادخواهی ترمیمی
reparative measures
اقدامات ترمیمی
reparative action
عملکرد ترمیمی
reparative process
فرآیند ترمیمی
reparative techniques
تکنیکهای ترمیمی
reparative approach
رویکرد ترمیمی
reparative function
عملکرد ترمیمی
reparative framework
چارچوب ترمیمی
reparative policies
خط مشیهای ترمیمی
the reparative process took longer than expected.
فرآیند ترمیمی بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she focused on reparative therapy for her patients.
او بر روی درمان ترمیمی برای بیماران خود تمرکز کرد.
reparative justice aims to heal communities.
عدالت ترمیمی هدف آن التیام جوامع است.
they discussed reparative measures after the disaster.
آنها اقدامات ترمیمی را پس از فاجعه مورد بحث قرار دادند.
reparative actions can restore trust in relationships.
اقدامات ترمیمی می توانند اعتماد را در روابط بازگردانند.
the reparative effects of the program were evident.
اثرات ترمیمی برنامه آشکار بود.
he believes in the power of reparative conversations.
او به قدرت مکالمات ترمیمی اعتقاد دارد.
reparative policies can help marginalized groups.
سیاست های ترمیمی می توانند به گروه های حاشیه ای کمک کنند.
they implemented reparative strategies in their organization.
آنها استراتژی های ترمیمی را در سازمان خود اجرا کردند.
reparative techniques are essential in trauma recovery.
تکنیک های ترمیمی در بهبودی از آسیب های روحی ضروری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید