reparative

[ایالات متحده]/rɪˈpærətɪv/
[بریتانیا]/rɪˈpærətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تعمیر یا بازسازی; خدمت به جبران یا اصلاح

عبارات و ترکیب‌ها

reparative therapy

درمان ترمیمی

reparative justice

دادخواهی ترمیمی

reparative measures

اقدامات ترمیمی

reparative action

عملکرد ترمیمی

reparative process

فرآیند ترمیمی

reparative techniques

تکنیک‌های ترمیمی

reparative approach

رویکرد ترمیمی

reparative function

عملکرد ترمیمی

reparative framework

چارچوب ترمیمی

reparative policies

خط مشی‌های ترمیمی

جملات نمونه

the reparative process took longer than expected.

فرآیند ترمیمی بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she focused on reparative therapy for her patients.

او بر روی درمان ترمیمی برای بیماران خود تمرکز کرد.

reparative justice aims to heal communities.

عدالت ترمیمی هدف آن التیام جوامع است.

they discussed reparative measures after the disaster.

آنها اقدامات ترمیمی را پس از فاجعه مورد بحث قرار دادند.

reparative actions can restore trust in relationships.

اقدامات ترمیمی می توانند اعتماد را در روابط بازگردانند.

the reparative effects of the program were evident.

اثرات ترمیمی برنامه آشکار بود.

he believes in the power of reparative conversations.

او به قدرت مکالمات ترمیمی اعتقاد دارد.

reparative policies can help marginalized groups.

سیاست های ترمیمی می توانند به گروه های حاشیه ای کمک کنند.

they implemented reparative strategies in their organization.

آنها استراتژی های ترمیمی را در سازمان خود اجرا کردند.

reparative techniques are essential in trauma recovery.

تکنیک های ترمیمی در بهبودی از آسیب های روحی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید