reperfused

[ایالات متحده]/ˌriː.pəˈfjuːzd/
[بریتانیا]/ˌriː.pɚˈfjuːzd/

ترجمه

v. بازگرداندن جریان خون به یک ناحیه یا بافت پس از یک بازه از ایسکمی

عبارات و ترکیب‌ها

reperfused successfully

با موفقیت بازperfuz شد

reperfused immediately

به طور فوری بازperfuz شد

reperfused tissue

بافت بازperfuz شده

reperfused myocardium

میocardium بازperfuz شده

reperfused area

منطقه بازperfuz شده

reperfused heart

قلب بازperfuz شده

reperfused vessel

رگ بازperfuz شده

reperfused limb

عضو بازperfuz شده

reperfused artery

arterie بازperfuz شده

reperfused muscle

عضله بازperfuz شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید