replaying

[ایالات متحده]/rɪˈpleɪɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈpleɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پخش مجدد چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

replaying games

پخش مجدد بازی‌ها

replaying scenes

پخش مجدد صحنه‌ها

replaying memories

پخش مجدد خاطرات

replaying events

پخش مجدد رویدادها

replaying matches

پخش مجدد مسابقات

replaying moments

پخش مجدد لحظه‌ها

replaying clips

پخش مجدد کلیپ‌ها

replaying footage

پخش مجدد فیلم‌ها

replaying tracks

پخش مجدد آهنگ‌ها

replaying audio

پخش مجدد فایل‌های صوتی

جملات نمونه

she is replaying our favorite song.

او آهنگ مورد علاقه ما را دوباره پخش می‌کند.

he spent the evening replaying the game.

او شب را به بازی کردن مجدد بازی گذراند.

they are replaying the highlights of the match.

آنها نکات برجسته مسابقه را دوباره پخش می‌کنند.

i'm replaying the conversation in my head.

من مکالمه را در ذهنم دوباره پخش می‌کنم.

she loves replaying old movies.

او عاشق تماش مجدد فیلم‌های قدیمی است.

he keeps replaying the same video over and over.

او همان ویدیو را بارها و بارها دوباره پخش می‌کند.

we are replaying the presentation for better understanding.

ما ارائه‌ را برای درک بهتر دوباره پخش می‌کنیم.

i'm replaying the moments from our trip.

من لحظات سفرمان را دوباره به یاد می‌آورم.

they enjoy replaying classic board games.

آنها از بازی مجدد بازی‌های تخته کلاسیک لذت می‌برند.

she is replaying the audio to catch every detail.

او صدا را دوباره پخش می‌کند تا تمام جزئیات را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید