replenishing

[ایالات متحده]/rɪˈplɛnɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈplɛnɪʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را دوباره پر کردن
adj. که برای بازسازی یا تجدید خدمات می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

replenishing supplies

تجدید لوازم

replenishing energy

تجدید انرژی

replenishing resources

تجدید منابع

replenishing stock

تجدید موجودی

replenishing funds

تجدید بودجه

replenishing nutrients

تجدید مواد مغذی

replenishing fluids

تجدید مایعات

replenishing stocks

تجدید موجودی‌ها

replenishing reserves

تجدید ذخایر

جملات نمونه

replenishing your energy is essential after a workout.

تجدید حیات شما پس از ورزش ضروری است.

the team focused on replenishing their stock before the sale.

تیم بر روی تجدید نظر در موجودی آنها قبل از فروش تمرکز کرد.

she enjoys replenishing her garden with new plants every spring.

او از تجدید حیات باغ خود با گیاهان جدید هر بهار لذت می برد.

replenishing your fluids is important during hot weather.

تجدید حیات مایعات شما در هوای گرم مهم است.

the company is committed to replenishing the environment through sustainable practices.

شرکت متعهد به تجدید حیات محیط زیست از طریق روش های پایدار است.

replenishing your mind with new knowledge can boost creativity.

تجدید حیات ذهن خود با دانش جدید می تواند باعث افزایش خلاقیت شود.

they are replenishing the supplies for the upcoming event.

آنها در حال تجدید نظر در لوازم مورد نیاز برای رویداد آینده هستند.

replenishing the bird feeders regularly attracts more wildlife.

تجدید نظر منظم در ظرف غذای پرندگان باعث جذب حیات وحش بیشتری می شود.

he is focused on replenishing his savings for future investments.

او بر تجدید نظر در پس انداز خود برای سرمایه گذاری های آینده تمرکز دارد.

replenishing the air in the room with fresh oxygen is vital.

تجدید حیات هوا در اتاق با اکسیژن تازه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید