| جمع | resales |
resale value; resale potential.
ارزش مجدد؛ پتانسیل مجدد
Retransfer currently charged for residential property taxes account for about 10%, so that investment is the purchase of a resale proceeds.
انتقال مجدد که در حال حاضر برای مالیات بر دارایی های مسکونی هزینه می شود، حدود 10٪ است، بنابراین سرمایه گذاری خرید حاصل از فروش مجدد است.
The resale value of the car dropped significantly after the accident.
ارزش مجدد خودرو پس از حادثه به طور قابل توجهی کاهش یافت.
She decided to buy a used phone for resale.
او تصمیم گرفت یک تلفن استفاده شده برای فروش مجدد بخرد.
The resale market for designer handbags is booming.
بازار فروش مجدد کیف های دستی طراحان رونق دارد.
He specializes in buying sneakers for resale at a higher price.
او در خرید دوباره کفش های ورزشی با قیمت بالاتر تخصص دارد.
The resale shop offers a wide variety of secondhand furniture.
فروشگاه مجدد انواع مبلمان دست دوم را ارائه می دهد.
Many people attend auctions to buy items for resale.
بسیاری از مردم برای خرید اقلام برای فروش مجدد در حراج شرکت می کنند.
Online platforms have made it easier to engage in resale businesses.
پلتفرم های آنلاین انجام تجارت های فروش مجدد را آسان تر کرده اند.
They refurbished the old electronics before putting them up for resale.
آنها وسایل الکترونیکی قدیمی را قبل از قرار دادن آنها برای فروش مجدد بازسازی کردند.
The resale value of luxury watches tends to hold up well over time.
ارزش مجدد ساعت های لوکس معمولاً در طول زمان خوب حفظ می شود.
She started a small business focusing on the resale of vintage clothing.
او یک کسب و کار کوچک را راه اندازی کرد که بر روی فروش مجدد لباس های قدیمی تمرکز داشت.
resale value; resale potential.
ارزش مجدد؛ پتانسیل مجدد
Retransfer currently charged for residential property taxes account for about 10%, so that investment is the purchase of a resale proceeds.
انتقال مجدد که در حال حاضر برای مالیات بر دارایی های مسکونی هزینه می شود، حدود 10٪ است، بنابراین سرمایه گذاری خرید حاصل از فروش مجدد است.
The resale value of the car dropped significantly after the accident.
ارزش مجدد خودرو پس از حادثه به طور قابل توجهی کاهش یافت.
She decided to buy a used phone for resale.
او تصمیم گرفت یک تلفن استفاده شده برای فروش مجدد بخرد.
The resale market for designer handbags is booming.
بازار فروش مجدد کیف های دستی طراحان رونق دارد.
He specializes in buying sneakers for resale at a higher price.
او در خرید دوباره کفش های ورزشی با قیمت بالاتر تخصص دارد.
The resale shop offers a wide variety of secondhand furniture.
فروشگاه مجدد انواع مبلمان دست دوم را ارائه می دهد.
Many people attend auctions to buy items for resale.
بسیاری از مردم برای خرید اقلام برای فروش مجدد در حراج شرکت می کنند.
Online platforms have made it easier to engage in resale businesses.
پلتفرم های آنلاین انجام تجارت های فروش مجدد را آسان تر کرده اند.
They refurbished the old electronics before putting them up for resale.
آنها وسایل الکترونیکی قدیمی را قبل از قرار دادن آنها برای فروش مجدد بازسازی کردند.
The resale value of luxury watches tends to hold up well over time.
ارزش مجدد ساعت های لوکس معمولاً در طول زمان خوب حفظ می شود.
She started a small business focusing on the resale of vintage clothing.
او یک کسب و کار کوچک را راه اندازی کرد که بر روی فروش مجدد لباس های قدیمی تمرکز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید