reservoirs

[ایالات متحده]/ˈrɛzəvwɑːz/
[بریتانیا]/ˈrɛzərˌvwɑrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دریاچه‌های بزرگ طبیعی یا مصنوعی که برای ذخیره آب استفاده می‌شوند؛ ذخایر یا منابع بزرگ چیزی؛ مخازن ذخیره مایعات

عبارات و ترکیب‌ها

water reservoirs

سدها و مخازن آب

reservoirs capacity

ظرفیت مخازن

reservoirs management

مدیریت مخازن

reservoirs levels

سطح مخازن

reservoirs system

سیستم مخازن

reservoirs operation

نحوه عملکرد مخازن

reservoirs monitoring

نظارت بر مخازن

flood reservoirs

مخازن سدلی

reservoirs construction

ساخت و ساز مخازن

reservoirs supply

تامین مخازن

جملات نمونه

many countries rely on reservoirs for their water supply.

بسیاری از کشورها برای تأمین آب خود به مخازن متکی هستند.

the reservoirs in this region are crucial for irrigation.

مخازن این منطقه برای آبیاری بسیار مهم هستند.

reservoirs can help in flood control during heavy rains.

مخازن می‌توانند در کنترل سیل در هنگام باران شدید کمک کنند.

some reservoirs are used for recreational activities like fishing.

برخی از مخازن برای فعالیت‌های تفریحی مانند ماهیگیری استفاده می‌شوند.

the construction of new reservoirs is often controversial.

ساخت مخازن جدید اغلب بحث‌برانگیز است.

reservoirs can also serve as habitats for various wildlife.

مخازن همچنین می‌توانند به عنوان زیستگاه برای حیات وحش مختلف عمل کنند.

regular maintenance is essential for the safety of reservoirs.

نگهداری منظم برای ایمنی مخازن ضروری است.

reservoirs help in storing water for dry seasons.

مخازن به ذخیره آب برای فصل‌های خشک کمک می‌کنند.

some reservoirs are designed to generate hydroelectric power.

برخی از مخازن برای تولید برق هیدروالکتریک طراحی شده‌اند.

environmentalists often raise concerns about the impact of reservoirs.

فعالانه محیط زیست اغلب نگرانی در مورد تأثیر مخازن مطرح می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید