supply

[ایالات متحده]/səˈplaɪ/
[بریتانیا]/səˈplaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فراهم کردن چیزی که نیاز است
n. عمل فراهم کردن آنچه لازم است، موجودی یا مقدار چیزی که برای استفاده در دسترس است
Word Forms
جمعsupplies
شکل سوم شخص مفردsupplies
صفت یا فعل حال استمراریsupplying
قسمت سوم فعلsupplied
زمان گذشتهsupplied

عبارات و ترکیب‌ها

food supply

تامین غذایی

water supply

تامین آب

energy supply

تامین انرژی

gas supply

تامین گاز

power supply

منبع تغذیه

supply chain

زنجیره تامین

in short supply

در کمبود

supply system

سیستم تامین

supply chain management

مدیریت زنجیره تأمین

on supply

در تامین

short supply

کمبود

power supply system

سیستم تامین برق

money supply

عرضه پول

demand and supply

تقاضا و عرضه

blood supply

تامین خون

water supply system

سیستم تامین آب

switching power supply

منبع تغذیه سوئیچینگ

electricity supply

تامین برق

air supply

تامین هوا

جملات نمونه

an inexhaustible supply of coal.

یک منبع بی‌انتها از زغال سنگ

there was a ready supply of drink.

یک منبع آماده از نوشیدنی وجود داشت.

insufficient supply of coal

کمبود عرضه زغال سنگ

a plentiful supply of food

یک منبع فراوان غذا

function of supply and demand

تابع عرضه و تقاضا

a supply in disproportion with the demand

یک عرضه با نسبت نامتناسب با تقاضا

a reserve supply of food.

یک ذخیره غذایی

bountiful supply of oils

تامین فراوان روغن

The oil supply failed.

تامین نفت قطع شد.

the labour supply is very elastic.

عرضه نیروی کار بسیار کشسان است.

supply the market with new commodities

تامین بازار با کالاهای جدید

supply with a brattice, to ventilate mines.

تامین با یک براچه، برای تهویه معادن.

a plentiful supply of stationery;

یک منبع فراوان لوازم التحریر;

a bottomless supply of money.

یک منبع بی‌پایان پول

There is a supplementary water supply in case the rain supply fails.

در صورت عدم بارش، یک منبع آب مکمل وجود دارد.

نمونه‌های واقعی

Controlling quality, controlling the entire supply chain.

کنترل کیفیت، کنترل کل زنجیره تأمین.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

What you do is you bring in supplies.

کاری که انجام می‌دهید این است که شما مواد اولیه را وارد می‌کنید.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

College graduates are not in short supply.

فارغ‌التحصیلان دانشگاه در حال حاضر کمبود ندارند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Food is supplied at a nominal cost.

غذا با هزینه ناچیز عرضه می‌شود.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

That's where we keep all of our office supplies.

همان جایی است که تمام لوازم التحریر اداری خود را نگهداری می‌کنیم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Rescuers are bringing in supplies by air, sea and land.

نجاتگران در حال ارسال کمک‌های امدادی از طریق هوا، دریا و خشکی هستند.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

Thank goodness I brought some cleaning supplies.

خوشبختانه من مقداری لوازم نظافتی آوردم.

منبع: MBTI Personality Types Guide

Recently, the municipality gave out emergency supplies.

به تازگی، شهرداری لوازم ضروری را توزیع کرده است.

منبع: This month VOA Special English

Boone and his men take no supplies.

بون و مردانش هیچ گونه تأمیناتی نمی‌برند.

منبع: America The Story of Us

Can I speak to your supply manager? -I'm the supply manager.

آیا می‌توانم با مدیر تأمین شما صحبت کنم؟ - من مدیر تأمین هستم.

منبع: Friends Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید