resettling families
بازپيوند خانوادهها
resettling refugees
بازپيوند آوارگان
resettling communities
بازپيوند جوامع
resettling migrants
بازپيوند مهاجران
resettling individuals
بازپيوند افراد
resettling populations
بازپيوند جمعیتها
resettling groups
بازپيوند گروهها
resettling families quickly
بازپيوند سريع خانوادهها
resettling in safety
بازپيوند با ایمنی
resettling abroad
بازپيوند در خارج از کشور
the government is focused on resettling displaced families.
دولت بر بازنشانی خانوادههای آواره تمرکز دارد.
resettling refugees can be a complex process.
بازنشانی آوارگان میتواند یک فرآیند پیچیده باشد.
they are resettling in a new city for better job opportunities.
آنها برای فرصتهای شغلی بهتر در یک شهر جدید بازنشانی میکنند.
resettling wildlife is essential for conservation efforts.
بازنشانی حیات وحش برای تلاشهای حفاظتی ضروری است.
the charity is dedicated to resettling victims of natural disasters.
این سازمان خیریه به بازنشانی قربانیان بلایای طبیعی اختصاص دارد.
resettling communities affected by climate change is urgent.
بازنشانی جوامعی که تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گرفتهاند، فوری است.
they faced challenges while resettling in a foreign country.
آنها در حالی که در یک کشور خارجی بازنشانی میکردند، با چالشهایی روبرو شدند.
the project aims at resettling indigenous populations.
این پروژه با هدف بازنشانی جمعیت بومی است.
resettling families requires careful planning and resources.
بازنشانی خانوادهها نیاز به برنامهریزی و منابع دقیق دارد.
after the war, many people were resettling in safer areas.
پس از جنگ، بسیاری از مردم در مناطق امنتر بازنشانی میکردند.
resettling families
بازپيوند خانوادهها
resettling refugees
بازپيوند آوارگان
resettling communities
بازپيوند جوامع
resettling migrants
بازپيوند مهاجران
resettling individuals
بازپيوند افراد
resettling populations
بازپيوند جمعیتها
resettling groups
بازپيوند گروهها
resettling families quickly
بازپيوند سريع خانوادهها
resettling in safety
بازپيوند با ایمنی
resettling abroad
بازپيوند در خارج از کشور
the government is focused on resettling displaced families.
دولت بر بازنشانی خانوادههای آواره تمرکز دارد.
resettling refugees can be a complex process.
بازنشانی آوارگان میتواند یک فرآیند پیچیده باشد.
they are resettling in a new city for better job opportunities.
آنها برای فرصتهای شغلی بهتر در یک شهر جدید بازنشانی میکنند.
resettling wildlife is essential for conservation efforts.
بازنشانی حیات وحش برای تلاشهای حفاظتی ضروری است.
the charity is dedicated to resettling victims of natural disasters.
این سازمان خیریه به بازنشانی قربانیان بلایای طبیعی اختصاص دارد.
resettling communities affected by climate change is urgent.
بازنشانی جوامعی که تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گرفتهاند، فوری است.
they faced challenges while resettling in a foreign country.
آنها در حالی که در یک کشور خارجی بازنشانی میکردند، با چالشهایی روبرو شدند.
the project aims at resettling indigenous populations.
این پروژه با هدف بازنشانی جمعیت بومی است.
resettling families requires careful planning and resources.
بازنشانی خانوادهها نیاز به برنامهریزی و منابع دقیق دارد.
after the war, many people were resettling in safer areas.
پس از جنگ، بسیاری از مردم در مناطق امنتر بازنشانی میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید