resigner

[ایالات متحده]/[rɪˈzaɪnə]/
[بریتانیا]/[rɪˈzaɪnər]/

ترجمه

n. فردی که استعفا می‌دهد.
v. دوباره استعفا دادن؛ پس از استعفا، دوباره به یک موقعیت انتخاب شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

new resigner

مُقَدِّم نامه استعفا جدید

resigner's letter

نامه مُقَدِّم نامه استعفا

former resigner

مُقَدِّم نامه استعفا پیشین

resigner list

لیست مُقَدِّمین نامه استعفا

جملات نمونه

the resigning ceo announced his departure last week.

سرتیم دیروز اعلام کرد که از شرکت خارج می‌شود.

she submitted a formal resignation letter to her manager.

او یک نامه استعفای رسمی به معاون خود ارسال کرد.

he was a respected resigning employee with years of experience.

او یک کارمند ارجمند بود که سال‌ها تجربه داشت.

the company accepted the resigner's notice with gratitude.

شرکت با قدردانی نامه استعفا را پذیرفت.

a departing resigner received a generous severance package.

یک کارمند استعفا داده شده یک بسته پایان کاری مهربانانه دریافت کرد.

the resigning politician cited personal reasons for leaving.

سیاستمدار استعفا داده شده دلیل شخصی برای رفتن خود را اعلام کرد.

we wish the resigning team member all the best in the future.

ما به عضو تیم استعفا داده شده آرزوی موفقیت در آینده داریم.

the resigning employee's last day is next friday.

آخرین روز کار کارمند استعفا داده شده روز پنجشنبه بعدی است.

the resigning professor will continue his research independently.

استاد استعفا داده شده تحقیقات خود را به صورت مستقل ادامه خواهد داد.

the resigning director gave a farewell speech to the staff.

رئیس اداره استعفا داده شده به کارکنان یک خطابه وداعی داد.

the resigning volunteer expressed gratitude for the opportunity.

همکار فریبنده استعفا داده شده قدردانی از فرصتی که داشتند را بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید