resistances

[ایالات متحده]/rɪˈzɪstənsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈzɪstənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع مقاومت; نیروهایی که با حرکت مقابله می‌کنند; توانایی برای تحمل یا مقابله; مقاومت الکتریکی

عبارات و ترکیب‌ها

high resistances

مقاومت‌های بالا

low resistances

مقاومت‌های پایین

total resistances

مقاومت‌های کل

internal resistances

مقاومت‌های داخلی

external resistances

مقاومت‌های خارجی

parallel resistances

مقاومت‌های موازی

series resistances

مقاومت‌های سری

measured resistances

مقاومت‌های اندازه‌گیری شده

thermal resistances

مقاومت‌های حرارتی

effective resistances

مقاومت‌های مؤثر

جملات نمونه

there are many resistances to change in the organization.

در سازمان مقاومت‌های زیادی در برابر تغییر وجود دارد.

he faced several resistances during the project implementation.

او در طول اجرای پروژه با چندین مقاومت روبرو شد.

understanding these resistances can help improve communication.

درک این مقاومت‌ها می‌تواند به بهبود ارتباطات کمک کند.

she tried to overcome the resistances of her team.

او سعی کرد مقاومت‌های تیم خود را از بین ببرد.

resistances to new technology can slow down progress.

مقاومت در برابر فناوری‌های جدید می‌تواند روند پیشرفت را کند کند.

there are psychological resistances that affect decision-making.

مقاومت‌های روانشناختی وجود دارد که بر تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد.

effective leaders know how to manage resistances.

رهبران مؤثر می‌دانند چگونه مقاومت‌ها را مدیریت کنند.

identifying resistances early can prevent major issues.

شناسایی زودهنگام مقاومت‌ها می‌تواند از بروز مشکلات بزرگ جلوگیری کند.

resistances can arise from fear of the unknown.

مقاومت‌ها ممکن است از ترس از ناشناخته‌ها ناشی شود.

addressing resistances is crucial for successful change.

رسیدگی به مقاومت‌ها برای تغییر موفقیت‌آمیز بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید