resoluble

[ایالات متحده]/rɪˈzɒljʊbəl/
[بریتانیا]/rɪˈzɑːljəbl/

ترجمه

adj. قابل حل یا حل و فصل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

resoluble issues

مسائل قابل حل

resoluble conflicts

درگیری‌های قابل حل

resoluble problems

مشکلات قابل حل

resoluble disputes

اختلافات قابل حل

resoluble questions

سوالات قابل حل

resoluble cases

موارد قابل حل

resoluble challenges

چالش‌های قابل حل

resoluble factors

عوامل قابل حل

resoluble situations

شرایط قابل حل

resoluble matters

موارد قابل حل

جملات نمونه

the problem is resoluble with the right approach.

مشکل را می‌توان با رویکرد مناسب حل کرد.

many conflicts are resoluble through dialogue.

بسیاری از منازعات را می‌توان از طریق گفتگو حل کرد.

she believes every issue is resoluble if we work together.

او معتقد است اگر با هم همکاری کنیم، هر مشکلی را می‌توان حل کرد.

his optimism makes challenges seem resoluble.

خوش‌بینی او باعث می‌شود چالش‌ها قابل حل به نظر برسند.

we need to find a resoluble solution to this dilemma.

ما باید یک راه حل قابل حل برای این معضل پیدا کنیم.

is there a resoluble way to handle this situation?

آیا راهی برای رسیدگی به این وضعیت وجود دارد که قابل حل باشد؟

with teamwork, every challenge is resoluble.

با کار تیمی، هر چالشی قابل حل است.

the issue seems complex, but it is resoluble.

به نظر می‌رسد این موضوع پیچیده است، اما قابل حل است.

finding a resoluble method is crucial for progress.

پیدا کردن روشی قابل حل برای پیشرفت بسیار مهم است.

many believe that misunderstandings are resoluble with communication.

بسیاری معتقدند که سوء تفاهم‌ها را می‌توان با برقراری ارتباط حل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید