resoluble issues
مسائل قابل حل
resoluble conflicts
درگیریهای قابل حل
resoluble problems
مشکلات قابل حل
resoluble disputes
اختلافات قابل حل
resoluble questions
سوالات قابل حل
resoluble cases
موارد قابل حل
resoluble challenges
چالشهای قابل حل
resoluble factors
عوامل قابل حل
resoluble situations
شرایط قابل حل
resoluble matters
موارد قابل حل
the problem is resoluble with the right approach.
مشکل را میتوان با رویکرد مناسب حل کرد.
many conflicts are resoluble through dialogue.
بسیاری از منازعات را میتوان از طریق گفتگو حل کرد.
she believes every issue is resoluble if we work together.
او معتقد است اگر با هم همکاری کنیم، هر مشکلی را میتوان حل کرد.
his optimism makes challenges seem resoluble.
خوشبینی او باعث میشود چالشها قابل حل به نظر برسند.
we need to find a resoluble solution to this dilemma.
ما باید یک راه حل قابل حل برای این معضل پیدا کنیم.
is there a resoluble way to handle this situation?
آیا راهی برای رسیدگی به این وضعیت وجود دارد که قابل حل باشد؟
with teamwork, every challenge is resoluble.
با کار تیمی، هر چالشی قابل حل است.
the issue seems complex, but it is resoluble.
به نظر میرسد این موضوع پیچیده است، اما قابل حل است.
finding a resoluble method is crucial for progress.
پیدا کردن روشی قابل حل برای پیشرفت بسیار مهم است.
many believe that misunderstandings are resoluble with communication.
بسیاری معتقدند که سوء تفاهمها را میتوان با برقراری ارتباط حل کرد.
resoluble issues
مسائل قابل حل
resoluble conflicts
درگیریهای قابل حل
resoluble problems
مشکلات قابل حل
resoluble disputes
اختلافات قابل حل
resoluble questions
سوالات قابل حل
resoluble cases
موارد قابل حل
resoluble challenges
چالشهای قابل حل
resoluble factors
عوامل قابل حل
resoluble situations
شرایط قابل حل
resoluble matters
موارد قابل حل
the problem is resoluble with the right approach.
مشکل را میتوان با رویکرد مناسب حل کرد.
many conflicts are resoluble through dialogue.
بسیاری از منازعات را میتوان از طریق گفتگو حل کرد.
she believes every issue is resoluble if we work together.
او معتقد است اگر با هم همکاری کنیم، هر مشکلی را میتوان حل کرد.
his optimism makes challenges seem resoluble.
خوشبینی او باعث میشود چالشها قابل حل به نظر برسند.
we need to find a resoluble solution to this dilemma.
ما باید یک راه حل قابل حل برای این معضل پیدا کنیم.
is there a resoluble way to handle this situation?
آیا راهی برای رسیدگی به این وضعیت وجود دارد که قابل حل باشد؟
with teamwork, every challenge is resoluble.
با کار تیمی، هر چالشی قابل حل است.
the issue seems complex, but it is resoluble.
به نظر میرسد این موضوع پیچیده است، اما قابل حل است.
finding a resoluble method is crucial for progress.
پیدا کردن روشی قابل حل برای پیشرفت بسیار مهم است.
many believe that misunderstandings are resoluble with communication.
بسیاری معتقدند که سوء تفاهمها را میتوان با برقراری ارتباط حل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید