dilute

[ایالات متحده]/daɪˈluːt/
[بریتانیا]/daɪˈluːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. رقیق کردن (یک مایع) یا ضعیف کردن آن با افزودن آب یا حلال دیگر
adj. رقیق شده یا ضعیف شده با افزودن آب یا حلال دیگر
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdiluting
شکل سوم شخص مفردdilutes
زمان گذشتهdiluted
قسمت سوم فعلdiluted
جمعdilutes

عبارات و ترکیب‌ها

dilute solution

محلول رقیق

dilute acid

اسید رقیق

dilute hydrochloric acid

اسید هیدروکلریک رقیق

dilute phase

فاز رقیق

dilute sulphuric acid

اسید سولفوریک رقیق

dilute with

رقیق کردن با

جملات نمونه

This is a dilute solution.

این یک محلول رقیق است.

dilute wine with water

رقیق کردن شراب با آب

to dilute wine with water

برای رقیق کردن شراب با آب

a dilute solution of potassium permanganate.

یک محلول رقیق از پرمنگنات پتاسیم.

a short measure of dilute sun.

یک اندازه کوتاه از نور خورشید رقیق.

The water will dilute the wine.

آب شراب را رقیق می کند.

the colligative properties of dilute solutions.

خواص ترمودینامیکی محلول های رقیق.

The quality of the wine is diluted by water.

کیفیت شراب با آب رقیق می شود.

bleach can be diluted with cold water.

می‌توان وایتکس را با آب سرد رقیق کرد.

I diluted the paint with a little oil.

من رنگ را با کمی روغن رقیق کردم.

If bean curd is remissly made dilute, try to sell bean curd flower.

اگر دوغای لوبیا رقیق و بی‌کیفیت درست شده باشد، سعی کنید آن را به عنوان گل دوغای لوبیا بفروشید.

The government's new law on wage and price control is diluted with exceptions.

قانون جدید دولت در مورد کنترل دستمزد و قیمت با استثناها رقیق شده است.

the bleach can be diluted with water in the proportion one part bleach to ten parts water.

می‌توان وایتکس را با نسبت یک قسمت وایتکس به ده قسمت آب در آب رقیق کرد.

when I suggested that free trade might dilute Canadian culture, he pshawed.

وقتی پیشنهاد کردم تجارت آزاد ممکن است فرهنگ کانادا را رقیق کند، او با بی‌اعتنایی واکنش نشان داد.

The operation of the slurry pumps for transferr in g sludge in the dilute phosphoric acid defecator in the phosphoric acid producti on is mostly not satisfactory.

عملکرد پمپ های لجن برای انتقال لجن در دستگاه جداکننده اسید فسفریک رقیق در تولید اسید فسفریک بیشتر رضایت بخش نیست.

formula was suggested to express the concentration-dependence of dilute solution viscosity of polydisperse polymer.

فرمول برای بیان وابستگی غلظت به ویسکوزیته محلول رقیق پلیمر پراکنده پیشنهاد شد.

The bugaboos in larger versions of this optimistic vision are highly variable flows of material, and decentralized, dilute concentrations of reclaimable stuff.

مشکلات بزرگتر در نسخه های بزرگتر از این دیدگاه خوش بینانه، جریان های مواد بسیار متغیر و غلظت های غیرمتمرکز و رقیق مواد قابل بازیابی هستند.

Status: Black powder, soluble in diluted acid, ammonium chloride, salvolatile, potassium cyanide solution, insoluble in water and alcohol.

وضعیت: پودر سیاه، محلول در اسید رقیق، کلرید آمونیوم، سالوولتیل، محلول سیانید پتاسیم، نامحلول در آب و الکل.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید