restaurants

[ایالات متحده]/ˈrɛstərɒnts/
[بریتانیا]/ˈrɛstərɑnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که غذا به مشتریان سرو می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fast food restaurants

رستوران‌های غذای سریع

fine dining restaurants

رستوران‌های غذاهای مجلل

family restaurants

رستوران‌های خانوادگی

local restaurants

رستوران‌های محلی

italian restaurants

رستوران‌های ایتالیایی

chinese restaurants

رستوران‌های چینی

vegetarian restaurants

رستوران‌های گیاهخواری

popular restaurants

رستوران‌های محبوب

seafood restaurants

رستوران‌های غذاهای دریایی

outdoor restaurants

رستوران‌های فضای باز

جملات نمونه

there are many great restaurants in this city.

در این شهر رستوران‌های عالی زیادی وجود دارد.

we should try the new italian restaurants downtown.

ما باید رستوران‌های ایتالیایی جدید در مرکز شهر را امتحان کنیم.

some restaurants offer delivery services.

برخی از رستوران‌ها خدمات تحویل ارائه می‌دهند.

many restaurants have outdoor seating in the summer.

بسیاری از رستوران‌ها در تابستان فضای نشیمن در فضای باز دارند.

reservations are recommended at popular restaurants.

رزرو در رستوران‌های محبوب توصیه می‌شود.

restaurants around here are known for their seafood.

رستوران‌های این منطقه به خاطر غذاهای دریایی خود مشهور هستند.

some restaurants have a dress code.

برخی از رستوران‌ها دارای قانون لباس هستند.

we enjoyed a wonderful meal at one of the best restaurants.

ما از یک وعده غذایی فوق العاده در یکی از بهترین رستوران ها لذت بردیم.

restaurants often feature seasonal menus.

رستوران‌ها اغلب منوهای فصلی ارائه می‌دهند.

food critics frequently review local restaurants.

منتقدان غذا به طور مکرر رستوران‌های محلی را بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید