restitutionists

[ایالات متحده]/ˌrɛstɪˈtjuːʃənɪsts/
[بریتانیا]/ˌrɛstɪˈtuːʃənɪsts/

ترجمه

n. شخصی که از یا طرفدار بازگرداندن است؛ کسی که به بازگرداندن اموال یا حقوق به صاحبان اصلی اعتقاد دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

the restitutionists

بازگرداندن‌کنندگان

restitutionists claim

بازگرداندن‌کنندگان ادعا می‌کنند

restitutionists demand

بازگرداندن‌کنندگان خواستار هستند

restitutionists argue

بازگرداندن‌کنندگان استدلال می‌کنند

restitutionists seek

بازگرداندن‌کنندگان به دنبال هستند

restitutionists fight

بازگرداندن‌کنندگان می‌جنگند

restitutionists won

بازگرداندن‌کنندگان پیروز شدند

restitutionists' claims

ادعاهای بازگرداندن‌کنندگان

supporting restitutionists

حمایت از بازگرداندن‌کنندگان

restitutionists' arguments

استدلال‌های بازگرداندن‌کنندگان

جملات نمونه

the restitutionists argued that the artifacts should be returned to their country of origin.

بازگرداندن‌کنندگان استدلال می‌کردند که آثار باستانی باید به کشور مبدأ خود بازگردانده شوند.

restitutionists have been campaigning for decades to recover stolen cultural heritage.

بازگرداندن‌کنندگان دهه‌هاست برای بازیابی میراث فرهنگی دزدیده شده کمپین می‌کنند.

the group of restitutionists presented compelling evidence at the international conference.

گروه بازگرداندن‌کنندگان شواهد قانع‌کننده‌ای را در کنفرانس بین‌المللی ارائه دادند.

restitutionists believe that returning colonial-era treasures is a matter of historical justice.

بازگرداندن‌کنندگان معتقدند که بازگرداندن گنجینه‌های دوران استعماری مسئله‌ای از عدالت تاریخی است.

many restitutionists have dedicated their careers to tracing looted artworks.

بسیاری از بازگرداندن‌کنندگان زندگی حرفه‌ای خود را به ردیابی آثار هنری غارت شده اختصاص داده‌اند.

the museum's decision pleased the restitutionists who had long protested the acquisition.

تصمیم موزه باعث خرسندی بازگرداندن‌کنندگان شد که مدت طولانی علیه این اکتساب اعتراض کرده بودند.

restitutionists successfully negotiated the return of several ancient manuscripts.

بازگرداندن‌کنندگان با موفقیت بازگرداندن چندین دست‌نویس باستانی را مذاکره کردند.

the restitutionists' campaign gained momentum after the recent government policy change.

کمپین بازگرداندن‌کنندگان پس از تغییر اخیر سیاست دولت، قدرت گرفت.

legal experts and restitutionists worked together to draft the repatriation legislation.

متخصصان حقوقی و بازگرداندن‌کنندگان برای تدوین قانون بازگرداندن با یکدیگر همکاری کردند.

young restitutionists are continuing the legacy of their predecessors in the movement.

بازگرداندن‌کنندگان جوان در حال ادامه میراث پیشینیان خود در این جنبش هستند.

the restitutionists faced significant opposition from institutions unwilling to surrender their collections.

بازگرداندن‌کنندگان با مخالفت جدی از سوی مؤسسات غیرتمایل به واگذاری مجموعه‌های خود روبرو شدند.

restitutionists argue that possession of cultural heritage should not be determined by colonial conquest.

بازگرداندن‌کنندگان استدلال می‌کنند که مالکیت میراث فرهنگی نباید بر اساس تسخیر استعماری تعیین شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید