confiscator

[ایالات متحده]/ˈkɒnfɪskeɪtə/
[بریتانیا]/ˈkɑnfɪskeɪtə/

ترجمه

n. شخصی که اموال را مصادره یا ضبط می‌کند؛ کسی که مجاز به تصاحب اموال است؛ عمل مصادره یا ضبط کردن

عبارات و ترکیب‌ها

legal confiscator

ضبط کننده قانونی

government confiscator

ضبط کننده دولتی

asset confiscator

ضبط کننده دارایی

property confiscator

ضبط کننده اموال

customs confiscator

ضبط کننده گمرکی

confiscator authority

مرجع ضبط

confiscator agent

نماینده ضبط

confiscator law

قانون ضبط

confiscator process

فرآیند ضبط

confiscator powers

اختیارات ضبط

جملات نمونه

the confiscator took away the illegal goods from the market.

ضبط کننده کالاهای غیرقانونی را از بازار برداشت.

in some countries, the confiscator has the authority to seize assets.

در برخی کشورها، ضبط کننده حق توقیف دارایی ها را دارد.

the confiscator's actions were justified under the law.

اقدامات ضبط کننده طبق قانون توجیه پذیر بود.

citizens protested against the confiscator's harsh methods.

شهروندان علیه روش های سخت گیرانه ضبط کننده اعتراض کردند.

the confiscator issued a warning before seizing the property.

ضبط کننده قبل از توقیف ملک اخطار داد.

many people fear the confiscator's power over their belongings.

بسیاری از مردم از قدرت ضبط کننده بر متعلقاتشان می ترسند.

the confiscator was criticized for targeting small businesses.

ضبط کننده به دلیل هدف قرار دادن کسب و کارهای کوچک مورد انتقاد قرار گرفت.

after the raid, the confiscator collected evidence of wrongdoing.

پس از بازرسی، ضبط کننده مدارک سوء رفتار را جمع آوری کرد.

the confiscator explained the reasons for the seizure to the public.

ضبط کننده دلایل توقیف را برای مردم توضیح داد.

people were relieved when the confiscator returned their items.

مردم از بازگرداندن وسایل توسط ضبط کننده احساس راحتی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید