retrenchment

[ایالات متحده]/rɪ'trentʃmənt/
[بریتانیا]/ri'trɛntʃmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاهش در هزینه‌ها یا پرسنل، کاهش هزینه‌ها یا کارکنان.
Word Forms

جملات نمونه

The company announced a retrenchment plan to reduce costs.

شرکت اعلام کرد که برای کاهش هزینه‌ها طرح تعدیل نیرو را اعلام کرده است.

Many employees were affected by the retrenchment.

بسیاری از کارمندان تحت تأثیر تعدیل نیرو قرار گرفتند.

Retrenchment can be a difficult process for both employees and employers.

تعدیل نیرو می‌تواند یک فرآیند دشوار برای کارمندان و کارفرمایان باشد.

The retrenchment policy was met with resistance from the workers.

سیاست تعدیل نیرو با مقاومت کارگران مواجه شد.

The retrenchment decision was made due to financial difficulties.

تصمیم تعدیل نیرو به دلیل مشکلات مالی اتخاذ شد.

The retrenchment process may involve offering voluntary redundancy packages.

فرآیند تعدیل نیرو ممکن است شامل ارائه بسته‌های بازنشستگی داوطلبانه باشد.

Retrenchment is often seen as a last resort for companies facing financial challenges.

تعدیل نیرو اغلب به عنوان آخرین راه حل برای شرکت‌هایی که با چالش‌های مالی مواجه هستند، تلقی می‌شود.

The retrenchment exercise resulted in a smaller workforce.

تمرین تعدیل نیرو منجر به کاهش تعداد نیروی کار شد.

Employees were given notice before the retrenchment took place.

قبل از وقوع تعدیل نیرو به کارمندان اخطار داده شد.

The retrenchment strategy was implemented to streamline operations.

استراتژی تعدیل نیرو برای ساده‌سازی عملیات اجرا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید