reverberant

[ایالات متحده]/rɪ'vɜːbərənt/
[بریتانیا]/rɪˈvə..bərənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طنین انداز؛ پژواک دار؛ طنین دار؛ بازتابنده؛ برگشت کننده

جملات نمونه

the reverberant booms of cannon.

طنین صدای توپ

The reverberant sound filled the concert hall.

صدای انعکاسی سالن کنسرت را پر کرد.

Her laughter was reverberant in the empty room.

خنده او در اتاق خالی طنین‌انداز بود.

The reverberant effect added depth to the music.

اثر انعکاسی به عمق موسیقی افزود.

His voice was reverberant with emotion.

صدای او مملو از احساسات طنین‌انداز بود.

The reverberant atmosphere created a sense of mystery.

فضای طنین‌انداز حسی از رمز و راز ایجاد کرد.

The reverberant walls amplified the sound.

دیوارهای طنین‌انداز صدا را تقویت کردند.

The reverberant noise made it difficult to hear clearly.

سر و صدای طنین‌انداز باعث می‌شد به وضوح شنیده نشود.

The reverberant effect of the cave made it seem haunted.

اثر طنین‌انداز غار باعث می‌شد به نظر برسد که ارواح در آن حضور دارند.

The reverberant quality of the room enhanced the acoustics.

کیفیت طنین‌انداز اتاق باعث بهبود آکوستیک شد.

The reverberant memories of childhood lingered in her mind.

خاطرات طنین‌انداز دوران کودکی در ذهن او ماندگار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید